به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، منانشر،  نشست رونمایی و نقد رمان «نرگس» با حضور رحیم مخدومی، نویسندۀ کتاب و محمدرضا شرفی نویسندۀ و منتقد ادبی در مؤسسۀ فرهنگی شهدای هفتم تیر «سرچشمه» با همکاری مرکز رسانه‌ای شیرازه برگزار شد.

در ابتدای جلسه مجری با قرائت تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «پا برهنه» که آقای مخدومی در سال ۱۳۷۰ نوشته‌اند، جلسه را آغاز کردند.

سپس رحیم مخدومی با تسلیت ایام فاطمیه دربارۀ کتاب نرگس توضیحات داد: موضوع کتاب درباره انقلاب است و ما هم الان در ماه پیروزی انقلاب هستیم و حال و هوای کتاب مناسب گروه نوجوان است.

مخدومی ادامه داد: با توجه به اینکه اتفاق در فضای نوجوانی رخ می‌دهد، قهرمان نوجوان است و مخاطب کتاب هم نوجوان است، درخصوص این نسل و این قشر به‌شدت دچار خلل هستیم. به ویژه اینکه این مخاطب و این گروه سنی، گروه سنی‌ای است که نه دفاع مقدس را درک کرده و نه انقلاب. حتی بعضی از وقایع مهم بعد از دفاع مقدس را ندیده و درک نکرده. از همه مهمتر اینکه با عدم درک اینها بیشترین تهاجم فرهنگی که اتفاق افتاده درخصوص این نسل بوده، چون که به‌خاطر پذیرش بیشتر، آمادگی برای تأثیرپذیری دارند و در عین حال زمینه‌هایی که آن‌ها را از اصل و ریشه‌ای که نسل‌های قبل‌تر را نگه می‌داشت، این‌ها را نگه نخواهد داشت، به خاطر اینکه هیچگونه وابستگی ندارند.

در واقع این تلنگر و این گوشزد را برای جامعه فرهنگی، برای نویسندگان و دست اندرکاران دارد که در این زمینه باید تلاش و فعالیت جدی تری، صورت بدهند.

نویسندۀ کتاب، نرگس را برگرفته از خاطره‌ای دانست که خودش از سال اول راهنمایی‌اش که سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب است، دارد.

مخدومی دربارۀ حال و هوای کتاب گفت: این کتاب برداشت‌های من از حال و هوای سال ۵۶، ۵۷ است. ورود یک نوجوان ۱۲ساله به انقلابی که برای این حوزه و این سن تعریف می‌شود، نوجوانی که دارد تحول اساسی و بزرگی را در جامعه مشاهده می‌کند و به تبع هر کسی وقتی یک اتفاق شگرفی را مشاهده می‌کند، سعی می‌کند آن را در حد و اندازۀ کوچک برای خودش فضاسازی کند و آن نقشی را که در مخیّله یک نوجوان ۱۱، ۱۲ ساله می گنجد و می تواند این را نمادسازی کند در حد و اندازه خودش این را عملیاتی بکند که ما آن شاکلۀ بزرگ انقلاب را در یک ماکت کوچک در یک مدرسه کوچک اتفاق می افتاد در این داستان گنجاندیه‌ایم و آنچه هم که اتفاق افتاده است واقعیت است، در واقع برخورد با فضای طاغوتی مدرسه از مدیر مدرسه گرفته تا برخی معلمان و مشاهده تقابل دو طیف معلم، معلمهای انقلابی و معلم طاغوتی همه واقعیت است. منتها می توانیم بگوییم ۵۰، ۶۰ درصد واقعیتی که با تخیل تلفیق شده است و این رمان را شکل داده است.

مخدومی سپس با بیان خاطره‌ای دربارۀ نحوۀ آشنایی‌اش با جریان انقلابی و ضد طاغوتی گفت: خاطرم هست دانش‌آموز کلاس پنجم ابتدایی بودم وسط مینی بوس اتوبوس یا مینی بوس ایستاده بودیم و از شهری ری داشتیم می رفتیم ورامین. روی در و دیوار مطالبی نوشته بودند و من هم با حال و هوای کودکی آن‌ها را می‌خواندم، بعد دیدم خطوط خیلی عجولانه ای گویا با رنگهای اسپری نوشته شد، من تلاش می کردم آن را بخوانم و چون نمی توانستم بخوانم آن را با خود هِجی می کردم، با صدای بلند می خواستم آن را بخوانم، یکدفعه از برادرم یک پس ِ گردنی خوردم، عبارتی که نوشته شده بود «درود بر خمینی» بود، من کلمه خمینی را اولین بار در زندگی می شنیدم، حالا درست هم نمی توانستم بخوانم، حالا نمی دانم آنها بد نوشته بودند یا من نمی توانستم بخوانم، یا عبور ماشین اجازه نمی داد، خاطرم است به جای «ن»، «ر» دیدم خٌمیری، می‌خواندم.

نویسندۀ کتاب نرگس ادامه داد: این یک بیدارباشی برای من بود که این قضیه، قضیه خطرناکی است و نباید آن را همینطوری خواند، برادرم آنجا جرات نکرد راجع به این برایم توضیح بدهد، فقط به من هشدار داد باید ساکت باشی و چیزی نگویی، بعد که رفتیم منزل، من کنجکاو شده بود این قصه از چه قرار است، بعد موضوع را برای من باز کرد که قصه چیست و خمینی کیست و اتفاقاتی که دارد رخ می دهد از چه قرار است

سپس آقای شرفی نوسندۀ کتاب «عاشقی به سبک ون‌ گوگ» و «بی‌کتابی» که شهرستان ادب منتشر کرده است، ضمن یادآوری سخت بودن نوشتن برای قشر نوجوان به‌خصوص دربارۀ انقلاب اسلامی و ویژگی‌های نوجوانان، دربارۀ کتاب گفت: وقتی در این کتاب نگاه می‌کنیم می‌بینیم که نویسنده‌ هم مخاطب خودش را می‌شناسد، هم می‌دانسته موضوعی که برای انتقال به نوجوان انتخاب کرده، یک موضوع تاریخی است و در مورد انقلاب اسلامی است؛ بنابراین فکر شده کار کرده است، درست است که آقای مخدومی فرمودند، از خاطراتشان نشأت گرفته است؛ ولی شاید این یک اشارۀ بزرگوارانه است و این برای همه نویسندگان رخ می‌دهد، سهم زیادی از اثراشان در خاطراتشان است، در ناخودآگاهشان است و یا در تجربیات نظریشان است که جزئی از وجودشان می‌شود، اما اینکه من چه بخشی از خاطراتم را انتخاب کنم، آن قسمت را جدا کنم برای نوشتن چه کاریی، خیلی اهمیت دارد.

این منتقد ادبی یک یکی از نقاط قوت کتاب را این دانست که یک نوجوان قهرمان اصلی داستان است، او در این باره گفت: از نظر درصد و آمار که نگاه می کنیم، می بینیم بیشترین کتابهایی که نوشته است، نویسندگان این را انتخاب کردند و بیراهه هم نیست، چون برای یک نوجوان خیلی جذاب است که خودش را ببیند، یعنی در اثر آیینه‌ای شود برای خودش، با شخصیت اصلی هم‌ذات‌پنداری کند، خیلی این را بهتر دنبال می‌کند. این یکی از کارهای خیلی حساب شده است که شخصیت اصلی، نوجوانی است که این نوجوان پسر است.

شریفی یکی دیگر از موفقیت‌های کتاب را وجود هر دو جنسیت دختر و پسر و انتخاب هوشمندانۀ نقش نرگس دانست.

شریفی دربارۀ انتخاب اسم کتاب گفت: نرگس شاید در متن رخدادها و وقایع شرکت نکند، بیشتر در خانه است و مجبور می شود قید مدرسه را بزند و در خانه قالی ببافد و این اسماعیل است که در اجتماع است و می رود تظاهرات شرکت می کند، سرکار می رود، در مدرسه خیلی وارد ماجراها می شود، حتی به زندان می رود، اما با این حال باز هم اسم رمان نرگس است، این به نظرم کار خیلی بجایی است و انتخاب این اسم خیلی به رمان رونق داده. وجود نرگس نقش نمادین هم دارد یعنی ناخودآگاه مخاطب ما را غنی می کند بدون اینکه مخاطب بفهمد.

شریفی یکی دیگر از نقاط قوت کتاب نرگس را کندنبودن رمان و وجود حوادث و ماجراهای پی‌درپی برای اقناع روحیۀ کنجکاوی و هیجان قشر نوجوان دانست.

داداشی، نویسندۀ کتاب نوجوان، یکی از مشکلات نوشتن دربارۀ انقلاب اسلامی برای نوجوانان را به کلیشه کشیده شدن انقلاب دانست و گفت: بچه ها انقلاب را ندیده‌اند از آن طرف هم حرف کلیشه ای است اما واقعیت است، به محض اینکه انقلاب اسلامی شروع شد، حدود یکسال و یکسال و نیم دفاع مقدس شروع شد، انقلاب اسلامی ما تحت شعاع دفاع مقدس قرار گرفت، یعنی از همان زمان شروع کردند به نوشتن درباره دفاع مقدس و انقلاب اسلامی محجور ماند.

خود نهادهای دولتی هم درباره انقلاب اسلامی دست به عصا راه می روند و از این نظر فکر می کنم نویسندگان دفاع مقدس بخصوص آقای مخدومی که بیشتر آثارشان درباره انقلاب اسلامی است، از این نظر یک محدودیت دیگری هم دارند که حالا مشکل مضاعف می‌شود، نوشتن برای نوجوان کار سختی است به‌خصوص اینکه یک موضوعی بنویسد که در واقعیت برای بچه جذابیتی ندارد.

رحیم مخدومی در ادامه با تأکید بر کمبود کارهای انقلابی برای نوجوان، دو دلیل برای سخت بودن کار در این حوزه بیان کرد: یک علت کوچک کردن سوژه برای گروه سنی کودک است که خودش یک مسئله است، چون موضوع، موضوع بزرگسال است، موضوع کودکان و نوجوانان نیست، اگرچه کودک و نوجوان باید با این موضوع آشنا شود، یعنی یک کاری فراتر از کار برای بزرگسال برای حوزۀ کودک و نوجوان باید اتفاق بیفتد و آن این است که این لقمه درشت را ما باید قابل هضم برای کودک بکنیم، کوچکش بکنیم و دلیل دوم نگارش برای گروه سنی کودک و نوجوان است، ابتدا به ساکن انسان احساس می کند ما موضوع مناسب کودک و نوجوان نداریم، بر فرض اگر ما به جنگ هم نگاه بکنیم، اگرچه بخشی از رزمندگان ما خودشان نوجوان بودند ولی کار نوجوانانه انجام نمی دادند، اینها آمده بود کار بزرگسالان را انجام بدهند، ما نمی توانیم بگوییم نوجوان چون در جبهه بوده پس ما سوژه های نوجوانانه داریم، اما یک هنرمند قطعاً یکی از کارهایش و هنرهایش این خواهد بود که یک اتفاق شگرفِ بزرگِ جدیِ معاصر را برای کودک می خواهد نقل بکند، در واقع این استحاله را انجام بدهد.

مخدومی ضمن گلایه از عملکرد صداوسیما گفت: واقعیت جامعه ما این است که با ذائقه سازی که در مخاطب ایجاد شده است، احساس نیاز به دانستنِ رمز و رازهای انقلاب، خیلی مشهود نیست، چون که ۳۸ سال صدا و سیمای ما چند سرود و چند سکانس از خیابانهای تهران داشته و به جز اینها هیچ چیز نتوانسته است ارائه بدهد.

در ادامه، شرفی در جواب سؤال مجری که پرسیده بود، چقدر آقای مخدومی در کتابشان موفق بودند تا حس هم‌ذات‌پنداری را در مخاطب نوجوان برانگیزاند؟ گفت: این اتفاق افتاده است به دلیل اینکه در این کتاب صحبت از انقلاب فقط در حالت گزارش وار، یک پوستۀ ظاهری رخ نداده است، نیامده نویسنده شرح بدهد انقلاب ما این بوده و این اتفاقات رخ داده یا این جریانات پیش آمده، جریان انقلاب را تبدیل کرده است به یک موضوع ملموس در زندگیِ شخصیت اول داستان.

شریفی یکی دیگر از موفقیت های کتاب را واقع گرایی آن دانست.

شریقی دربارۀ شخصیت نرگس گفت: نرگس به نظر من آن ظرافت است و آن اتفاقی است که در رمان افتاده است و من در رمانهای نوجوان با موضوع انقلاب ندیدم این ظرافت و نگاه عمیق را که نرگس بشود نمایندۀ مذهب و احساسات درونی نوجوان را برانگیخته کند، نوجوان از این نرگس حمایت می‌کند، دلیل اینکه به نرگس ظلم شده است این است که مدرسه می‌خواهد اجبارش کند که حجابش را بردارد، این نوجوان اینجا آزار می‌بینند، اذیت می‌شود، می‌خواهد یک راه حلی پیدا بکند برای رفع این مشکل، یعنی همان چیزی که نوجوان در رمان دنبال آن است، ایجاد مشکل و رفع این مشکل، این رمان را برای نوجوان جذاب می کند که این اتفاق افتاده است.

شرفی در ادامه گفت: داستان مستقیماً نمی‌گوید ماهیت اصلی انقلاب ما اسلام بود، می‌آید با مثالها ملومسش می‌کند. این حمایت اسماعیل از نرگس، حمایت از اسلام است، حمایت از سنت است، چگونه می شود به یک نوجوان گفت اسلام ارزشش خیلی زیاد است و تو برای نگهداری و حفاظت از آن تلاش کنی؟ نرگس که یک خواهر است و یک موجود دوست داشتنی است، اتفاقاً رمان هم از اینجا شروع می شود از جدال برای خوشحال کردن نرگس، اسماعیل ایثار می کند قلک را بگیرد حتی به قیمت ناراحتی مادرش که نرگس را خوشحال کند که برود یک هدیه ای بگیرد و او را خوشحال بکند.

یعنی اینکه ایثار برای انقلاب، نوجوان بدون اینکه بداند نرگس را می گذارد به جای انقلاب، در ناخودآگاه خودش، آنجاست که این ارتباط صمیمانه و عاطفی با انقلاب و این رخداد تاریخی پیدا می کند، چون نویسنده یک تجسمی، یک تصویری به آن داده است و یک چیز قابلِ درکی به او داده است، شعار نداده است، کلیشه مطرح نکرده است، اینها را برای او قابل لمس کرده است.

شرفی، منتقد ادبی و نویسنده یکی دیگر از ویژگی های برجستۀ کتاب را لغات محدود کتاب دانست و گفت: باید برای نوجوان از لغات محدودِ مورد استفاده خودش استفاده کرد، نباید لغات خیلی ادبی و پیچیده استفاده کرد، شما ورق می زنید می بینید همه لغات و کلمات چیزهای دم دستی و مورد استفاده نوجوان است، یعنی به این معنی نیست که نویسنده وسعت لغات ندارد، اتفاقاً آمده خودش را محدود کرده به آن توانایی که داشته، نگذاشته است لغات دیگری که مورد توجه نوجوانی یا خط زبانی که ممکن است آشفته کند، وارد اثر شود.

شرفی درپایان صحبت‌هایش از پایان امیدوارکنندۀ داستان صحبت کرد و این را یکی از ویژگی‌های دیگر کتاب دانست پایان داستان است و گفت:  کتاب پایان امیدوارکننده‌ای دارد، درست است در این داستان دو نفر به شهادت می‌رسند، شاید جانگداز هم باشد برای شخصیت اصلی، شهادت دایی‌اش که روحانی بوده و شهادت حاج احمد که در زندان شهید شده، ولی امیدوارکننده به پایان می‌رسد.