به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، منانشر، حسن احمدی در نشست «ادبیات کودک و نوجوان از منظر انقلاب اسلامی» که در غرفۀ مجمع ناشران انقلاب اسلامی در نمایشگاه کتاب برگزار شد، گفت: «اگر انقلاب نمی‌شد، من یا خیلی از نویسنده‌ها ممکن بود مسیر دیگری را برویم. انقلاب باعث شد ما راه درست را پیدا کنیم و اگر انقلاب نمی‌شد، شاید خیلی از نویسندگان ما راه دیگری می‌رفتند و حتی نویسندگی را به عنوان شغل انتخاب نمی‌کردند.»

دبیر کارگروه داستان حوزۀ هنری کودک و نوجوان در ادامه عنوان کرد: «کار ما در حوزۀ هنری وقتی شروع شد در گروه‌هایی جمع می‌شدیم و ماحصل مباحثمان چاپ می‌شد و خود بچه‌ها در جاهایی مثل نماز جمعه و… کتاب‌ها را پخش می‌کردند. اگر کسی تقاضای کتاب داشت، از طریق پست برایش می‌فرستادیم و حتی گاهی هزینۀ کتاب‌ها را بعداً دریافت می‌کردیم. بچه‌ها واقعاً چشم‌داشت مالی نداشتند. افرادی مثل حسن حسینی، قیصر امین پور و… هیچ وقت به ساعت کاری فکر نمی‌کردند. بلکه هر چقدر توان داشتند، وقت می‌گذاشتند و این‌گونه بود که بخش داستان حوزۀ هنری شکل گرفت. سپس گاهنامۀ داستان، نمایشنامۀ سوره، سورۀ بچه‌های مسجد، مجموعۀ جنگ‌ها که شامل داستان و شعر و تصویر و گزارش و… بود و بخش‌های دیگر شکل گرفت. خیلی از مطبوعات از این‌ها الهام گرفتند و راه افتادند.»

وی در ادامه گفت: «امروز وضع خیلی فرق کرده است. بخش‌های حوزۀ هنری بسیار متعدد و پیچیده‌تر شده است. اما مشکلاتی هم وجود دارد. مثلاً تیراژ کتاب‌ها امروز نسبت به گذشته خیلی کمتر شده است. متأسفانه امروز بعضی کتاب‌ها با تیراژ ۵۰ عدد به چاپ می‌رسند که واقعاً دردناک است. یک مشکل این است که کتاب‌ها را تبلیغ نمی‌کنیم. وقتی تبلیغ نمی‌کنیم، چطور می‌توان انتظار داشت که مردم مطلع شوند و به خرید کتاب روی بیاورند؟ خیلی از کتاب‌ها در انبار ناشران باقی می‌ماند.»

حسن احمدی در ادامه اظهار داشت: «در برنامه‌های تلویزیونی که مخاطبان زیاد دارند، فقط خواننده‌ها و بازیگران دعوت می‌شوند؛ اما از نویسنده‌ها که حرف‌های زیادی برای گفتن دارند، دعوت نمی‌شود. خیلی از اوقات اسم کتاب‌های نویسنده‌های خارجی را مدام تکرار می‌کنیم و در واقع داریم برایشان تبلیغ می‌کنیم. اما این کار را برای نویسندگان داخلی انجام نمی‌دهیم. خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم برای کتاب جدید آقای امیرخانی صف بسته شد. اگر برای سایر کتاب‌ها و نویسندگان نیز تبلیغ کنیم، شاهد این چنین اتفاقاتی خواهیم بود.»

وی همچنین گفت: «صدا و سیما هیچ وقت برنامه‌ای با محوریت کتاب نساخته است. چه اشکالی دارد که از یک نویسنده در خانه و در محل کار تصویربرداری کنیم و تبدیل به فیلم و برنامه برای پخش شود؟ داستان‌های تألیفی ما چیزی کم از داستان‌های ترجمه‌ای ندارد؛ بلکه جذاب‌تر و زیباترند. اما تصور می‌کنیم که داستان‌های خارجی جذاب‌ترند که حقیقتاً این‌گونه نیست. ترجمۀ رمان‌های ما به زبان‌های دیگر نیز خیلی می‌تواند نتیجه‌بخش باشد. وقتی داستان خانم نرگس آبیار به فیلم تبدیل شد، دیدیم که چقدر بُرد داشت و چقدر به آن توجه شد. داستان‌های دیگر ما نیز واقعاً این ظرفیت را دارند و می‌توانند این برد را داشته باشند. متأسفانه خیلی از کارگردانان ما علاقه به ساخت نوشته‌های خودشان دارند. اما اگر داستان‌های نویسندگانمان را ورق بزنند، خواهند دید که آثار و قصه‌های بسیار قابل توجهی وجود دارد.»