به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، منانشر، به نقل از خبرگزاری فارس، نشست خبری جایزه قلم زرین، صبح امروز در خبرگزاری فارس با حضور رحیم مخدومی دبیر هفدهمین جایزه قلم زرین، احمد شاکری، رضا اسماعیلی، محمود پوروهاب و احمد عربلو و همچنین تنی چند از خبرنگاران رسانه‌ها در خبرگزاری فارس برگزار شد.

احمد شاکری در این نشست اظهار داشت: اشتهای مدیرانی که افقی برای سیاست‌گذاری در زایش و تکثر جشنواره‌های ادبی ندارند موجب می‌شود نه تنها فرصت‌های جدیدی را برای ادبیات پدید نیاورند بلکه این زایش تبدیل به آسیب شده و جشنواره‌های ادبی با نوعی جهت‌دهی جریان‌های ادبی و غفلت از مبانی مشکلاتی ایجاد کرده‌اند.اگر به معنی جشنواره آن هم معنای لغوی آن توجه کنیم درمی‌یابیم کمتر جشنواره‌ای به واقع جشنواره بوده است.

* قلم زرین، جشنواره‌ای است که واجد ثبات قدم و استمرار بوده و در میان جشنواره‌هایی که می‌شناسیم به جریان ادبیات متعهد نزدیک است

وی ادامه داد:‌ تأثیرگذاری جامعه مخاطب و دقت در انتخاب همه ملاک است، اما تصور ما از جشنواره این است که از سویی به این سمت سوق می‌دهد که جشنواره‌هایی برگزار شود و از سویی موجب می‌شود نویسندگان نسبتی با جشنواره پیداکنند، اما چرا باید جشنواره تأسیس شود و چه کارکردی دارد؟ یکی از توفیقات قلم زرین این است که جشنواره‌ای است که واجد ثبات قدم و استمرار بوده است و در میان جشنواره‌هایی که می‌شناسیم به جریان ادبیات متعهد نزدیک است.

* قربانی چهره‌ها هستیم

شاکری تأکید کرد: بارزترین کاری که انجمن قلم از سال ۸۰ تا ۹۸ انجام داد همین فعالیت مستمر بود که برگزار کرد؛ اما یک نکته درباره تقدیر از چهره ادبی سال مطرح می‌کنم. چرا باید در جشنواره‌ای که ۱۵ داور در ۵ گروه آثار را بررسی می‌کنند  خبر تقدیر چهره فرهنگی سال بخش اعظم جشنواره را تحت الشعاع قرار دهد؟ متأسفانه ادبیات ما قربانی چهره‌ها می‌شود، معرفی چهره سال کماً و کیفاً بخشی حاشیه‌ای برای جشنواره محسوب می‌شود و نه اصل در حالی که در دوره‌های گذشته از زمان دو ساعت و نیم برگزاری یک اختتامیه نیم ساعت به معرفی آثار و دو ساعت به تقدیر از چهره سال اختصاص می‌یابد چرا جشنواره‌ها را مقوله‌ای حاشیه‌ای می‌سازیم.

این دوار گفت:‌همه چهره‌های فرهنگی برای ما ارجمند هستند، ولی سیاست جوان‌‌گرایی و گام دوم، الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت کجاست؟ عمر ادبی برخی از افراد در حال تمام شدن است اما چرا استعدادها را در نمی‌یابیم؛ کجا باید این استعدادها دیده شوند؟‌آیا بعد از ۵۰ سال؟

به گفته وی، قلم زرین تنها جشنواره‌ای است که مؤید به نظر نویسندگان است و ثبات قدم دارد جایزه جلال و کتاب سال که نماینده گفتمان انقلابی و سیاست‌های رهبری باید باشند تبدیل به جشنواره‌ای در برخی بخش‌ها شده‌اند که به شکل سکولار شده و بر خلاف انقلاب و دفاع مقدس پاسدار را معرفی می‌کنند.

* هیات مدیره انجمن قلم امکان وتو نظرات داوران را دارد

وی ادامه داد: آئین‌نامه‌ها و اساس‌نامه‌ها هیچ کارکردی ندارند، کار را افراد می‌کنند، اما نکته‌ای که قلم زرین را برجسته می‌کند و موفقیتش روزافزون است اینکه در انتخاب داوران دقت دارد. دقت هیأت مدیره که حتی امکان وتو هم دارد بسیار بالاست یعنی اگر داوران اثری انتخاب کنند و منافی اصول باشد، وتو خواهد شد این در واقع سوپاپ اطمینانی لحاظ شده تا از خطوط و اهداف عدول نشود در طول این سال‌ها البته دوره‌هایی بود که انتخاب‌ها به ارزش‌ها نزدیک بود و دوره‌هایی تخطی شد. اما ادعای جشنواره‌ها در توفیق باید سنجیده و راستی‌آزمایی شود.

شاکری تأکید کرد: چرا کتابی که برگزیده می‌شود در محافل دانشگاهی دیده نمی‌شوند، باید نقد صورت گیرد تا بدانیم چه تأثیرگذاری داشته‌اند، و اگر توفیق داشته اثبات می‌کند که جشنواره تأثیرگذار بوده است.

وی به موضوع فقدان پژوهش اشاره کرد و با بیان اینکه وقتی حوزه پژوهش کار خود را خوب انجام ندهد این بار روی دوش جشنواره می‌افتد گفت:‌قلم زرین یکی از موفق‌ترین جشنواره‌های غیردولتی است که در مسیر مستقیم انقلاب و برگزاری منظم سالانه خود ثابت‌قدم بوده است.

وی نکاتی را مورد توجه قرار داد و گفت:‌در تحلیل هر مقوله‌ای از جمله ادبیات داستانی نباید آن را جزیره‌ای منفک از آفرینش‌های ادبی ببینیم در تحلیل اینکه ادبیات داستانی چه وضعی دارد هم خواننده کتاب باید نظر بدهد و هم پژوهنده باید وارد میدان شود و همه نظرات تجمیع گردد لذا بخش پژوهش و داوری‌ها حائز اهمیت است. بیشتر از پژوهش اما نقد اهمیت دارد.

وی با بیان اینکه ما نقد پیش از چاپ یا نداریم یا کم است،‌گفت: نقدها نوعا دقیق و همه‌جانبه‌نگر نیست موردی، موضوعی و محدودند اصولی و مبنایی نیستند، بعضا نقدها دچار سلیقگی هستند یا در جهت تقویت نویسنده و ناشر بوده و همه آنچه را که باید نمی‌گویند و در نقد رسانه‌ها آنچه می‌بنیم یادداشت‌نویسی است در واقع  نقدی وجود دارد نقد ساختارمند نمی‌بینیم دارای مجلات تخصصی نقد نیستیم پس آثار برگزیده جشنواره‌ها کجا باید دیده و معرفی شود؟‌اعتبار این انتخاب کجا باید سنجیده شود؟ چند مجله تخصصی نقد داریم و …

* تئوری‌پردازیی در نقد نداریم/ ادبیات داستانی ملی به معنای واقعی کلمه فاقد متولی است

شاکری به غلبه نقد شفاهی بر مکتوب هم اشاره کرد و با بیان اینکه منتقد حرفی می‌زند و در فضا گم می‌شود اما نقد مکتوب ماناست، تصریح کرد: ما امروز شاهدیم اغلب نقدهای موجود سکولار هستند اساساً ارزش‌های آرمانی  انقلاب در آن پژوهیده نمی‌شود و نسبتی با ادبیات متعهد ندارد. در این مسیر آقایان دستغیب، سرشار و مرحوم زنوزی فعال بودند و در دوره‌آی درخشیدند و نقد متعهد را دنبال کردند ولی ما امروز چه تعداد منتقد حرفه‌ای داریم نوعا نظردهندگان نویسنده هستند و تعداد کمی از آنها مجموعه نقد چاپ شده دارند. متأسفانه رسانه‌ها نیز به این افراد میدان می‌دهند ولی ما تئوری‌پردازیی در نقد نداریم و وقتی این‌ها نباشد طبیعتاً رسوباتش در ادبیات نمایان می‌شود و ادبیات ما به ورطه فرم‌زدگی نازل می‌رسد. ادبیات ما از اهدافش دور می‌شود و از تجربیات خود می‌برد. در حال حاضر ادبیات ما در گسستگی با تجربه انقلاب خود قرار دارد. ادبیات داستانی که تاریخ خود را از یاد ببرد دوباره سیلی می‌خورد.

وی در بخش پایانی سخنانش گفت:‌ادبیات داستانی ملی به معنای واقعی کلمه فاقد متولی است و به حال خود رها شده هر چند مراکز متعدد ادعای مدیریت ادبیات ملی را دارند اما نه شناخت و نه اطلاعات کافی و نه رصد ملی دارند حتی سند و برنامه نیز ندارند.

وی به نکته دوم اشاره کرد و گفت:‌نوعاً‌جشنواره‌ها مدعی کشف استعدادها و چهره‌های جوان هستند اما این ابتدای راه است و تربیت و حفظ استعداد از کشف مهمتر است. زیرا بعضا جریان متعهد استعدادهایی را کشف می‌کند که بعدها سر از محافل شبه روشن‌فکری در می‌آورد علت هم بی‌موضعی و تساهل مفرد جریان متعهد در معرفی خود است ما می‌ترسیم از مبانی سخن بگوییم و آنها را به کار ببندیم. حفظ استعداد در این جریان بسیار مهم است ولی نکته دیگر آموزش در آثار داستانی است که نمود آن مشخص می‌شود.

* خاطره نگاری‌ها آبروی ادبیات داستانی را حفظ کرده است

وی در پایان گفت: توفیق ادبیات تاریخی و ضعف تجربی از نکات دیگر است اما یک پیشنهاد می‌کنم و آن اینکه در جشنواره قلم زرین بدین واسطه که رقابت رمان با مجموعه داستان کوتاه قرار می‌گیرد و عموما در این مواجه داستان کوتاه با جهان رمان قابل رقابت نیست پس باید رقابتی دیده شود تا این دو از هم از مجزا  باشند. اما در بحث ضعف تجربه باید عنوان کرد که، آنچه ادبیات ما را در دوره جدید رقم زد نه تکنیک آموزشی بود و موردی از این دست، بلکه نویسنده در بستر و کوران انقلاب قرارگرفت از تجربه معنوی غنی و در نتیجه و به روایت پرداخت، دلیل اینکه خاطره نگاری‌ها آبروی ادبیات داستانی را حفظ کرده وصل بودن به تجربه است. در حالیکه ادبیات داستانی تهی از تجربه غنی است و ضعف تجربی در آن مشهود است باید برای آن برنامه داشته باشیم.