کتاب‌هامون ۵۰درصد «تخفیف‌خورده‌ها…» نگاهی به کتاب‌ها می‌اندازم؛ کتاب‌هایی که اکثرشان کپی کتاب‌های پرفروش حوزه نشر است. به مردی که کتاب‌ها را می‌فروشد، می‌گویم: «چرا ۵۰ درصد تخفیف می‌دهید؟» می‌خندد و می‌گوید: «وا. خانوم، خیلی هم خوبه که تخفیف بدیم، این میز بغلی‌رو ببین. اینا دارن لواشک می‌فروشن. قیمت‌هاشونم نصف قیمت بیرونه. ما هم کتاب می‌فروشیم، نصف قیمتی که بیرون می‌فروشن.» می‌گم: «کتاب رو با لواشک یکی می‌کنید؟! فرق دارن با همدیگه.»مرد دوباره می‌خندد و می‌گوید: «کاسبی، کاسبیه، فرقی نداره که… ما اومدیم چیزی بفروشیم، یه پولی دربیاریم. حالا می‌خواد کتاب باشه یا لواشک یا پیراشکی. من فروشنده‌ام می خوام  جنسم‌رو بفروشم، فرقی برام نداره که چی باشه.»نگاهی از سر تاسف می کنم و می‌گویم: «آقا، کتاب فرق می‌کنه. کسی که می‌خواد کتاب بفروشه باید اطلاع داشته باشه از کتاب‌هایی که داره می‌فروشه. الان کتاب‌هایی که شما می‌فروشید، بیشترش کتاب‌های کپی و قاچاقه. یعنی ناشر زحمتی نکشیده که کتاب‌رو چاپ کنه، فقط کپی کرده، همین. براش  فرقی نداره چند بفروشه کتاب‌رو. چون سودش‌رو برده، اما ناشری که کلی زحمت می‌کشه کتاب چاپ کنه، این‌جوری کتاب‌هاش‌رو نمی‌فروشه. انقدر تخفیف نمی‌زنه.»مرد دیگر نگاهم نکرد و همین‌طور که داشت تبلیغ می‌کرد برای فروش ۵۰ درصدی، گفت: «خانوم شما هرچی می‌خوای بگو. ما اومدیم اینجا تو مترو جا گرفتیم که بفروشیم. گفتم بهتون که برامون فرق نداره چی باشه.»اینها حرف‌هایی بود که با یکی از فروشندگانی که در مترو غرفه دارند یا به قول خودشان میز دارند، ردوبدل شد.
سوژه‌مان فروشندگان مترو نیستند، سوژه‌مان قاچاق کتاب هم نیست، که بارها گفتیم و گفتیم. سوژه امروز در مورد کتابفروشی‌ای است که در دل مترو توانسته کارش را با چند جلد کتاب شروع کند و حالا به یک پاتوق فرهنگی تبدیل شده است. اما خب برخی فقط به فکر پول هستند و حالا می‌خواهند کتابفروشی کتابستان در دل مترو شهدا را تعطیل کنند. به همین بهانه گزارشی نوشتیم در مورد فعالیت‌های این کتابفروشی و اطلاعاتی در مورد کتابفروشی‌هایی که کاربری‌شان تجاری است و در مترو فعالیت می‌کنند و درنهایت خبری خوش.
 

کتابفروشی کتابستان و ماجراهایش
روی کارت تبلیغ‌شان نوشته است:
«پاتوق فرهنگی مدافعان انقلاب اسلامی
محل توزیع آثار: امام خمینی(ره) رهبر معظم انقلاب اسلامی، علامه طباطبایی، بهجت، مصباح یزدی، حق‌شناس، مطهری، جوادی آملی، مجتبی تهرانی، محمدرضا حکیمی، شهید چمران، علی صفایی حائری، آقاتهرانی، محمد مددپور، رحیم‌پور ازغدی، داوری اردکانی، شهریار زرشناس، سیدمهدی شجاعی، رضا امیرخانی، مصطفی مستور، سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور، فاضل نظری، دهنوی، سعید عاکف، کانون اندیشه جوان، سوره مهر، روایت فتح، کتاب نیستان، کتاب دانشجویی و… .
پناهگاه آدم‌ها؛ در روزگاری که جان‌پناهی ندارند ـ به جز کتاب‌هایشان! ـ به ما سر بزنید، حتی اگر کتابخوان نیستید! دعایمان کنید، حتی اگر قرار نیست به ما سر بزنید!»
در اطراف میدان شهدا و بهارستان و هفده شهریور و خراسان و امام حسین(ع)، شاید این بهترین کتابفروشی باشد که می‌توان دید. کتابفروشی داخل مترو شهدا است، مطمئنا اگر تا به‌حال از آن مسیر رد شده باشید، کتابفروشی سفید داخل مترو را دیده‌اید؛ کتابفروشی‌ای که شروع کارشان از سال ۱۳۹۰ بوده و حالا به مکانی برای پاتوق کتاب تبدیل شده است. چند نفری که داخل کتابفروشی فعالیت می‌کنند، فقط کارشان فروختن کتاب نیست. همه کتاب‌ها را بلدند و اگر سوالی بپرسید، با اطلاعات کامل جواب‌تان را می‌دهند. خبرهایی در فضای مجازی شنیدیم و همین باعث شد سراغ مسئول این کتابفروشی برویم تا برایمان بگوید از اتفاق‌های این چند روزه.
سراغ محمود دخایی رفتیم؛ کسی که صاحب کتابفروشی است و به قول خودش کلی برای شکل گرفتن این مکان فرهنگی زحمت کشیده است.
می‌پرسم: «با چه تعداد کتاب شروع کردید؟»
می‌گوید: «اول کارمان را با یک میز داخل مترو شروع کردیم، با همکاری‌ای که با نشر کتابستان داشتیم و مشاوره در مورد کتاب‌ها می‌دادیم. اما خب تصمیم گرفتیم این میز را تبدیل به یک کتابفروشی کنیم و الان حدود ۱۵ هزار کتاب در داخل کتابفروشی از ناشران مختلف داریم.»
می‌گویم: «جریان این اتفاق اخیر چیست و چه اتفاقی افتاد که می‌خواهند کتابفروشی را تعطیل کنند؟» سری از تاسف تکان می‌دهد و می‌گوید: «ما زیرمجموعه سازمان فرهنگی- هنری شهرداری بودیم و مشکلی هم نداشتیم. مجوز فرهنگی هم داریم، اما خب تغییراتی در مجموعه مترو داده شد و انگار همه زیرساخت‌ها برای اجاره دادن غرفه‌ها زیرمجموعه شرکت بهره‌برداری و تجاری قرار گرفت. حالا هم می‌گویند بخش تجاری مترو می‌خواهد مزایده‌ای بگذارد و این کتابفروشی را به کسی که پول بیشتری بدهد، واگذار ‌کند. برایشان هم فرقی ندارد این مکان کتابفروشی بشود یا چیز دیگری باشد.»
می‌گویم: «صحبتی با مسئولان مترو نکرده‌اید که این اتفاق نیفتد؟» می‌گوید: «با همه صحبت کردیم از معاونت فرهنگی و اجتماعی تا سازمان فرهنگی- هنری شهرداری، اما خب تا الان نتیجه‌ای نگرفته‌ایم. حتی به دوستان شهرداری گفتیم بین دوستان کتابفروش مزایده بگذارند، اقلا کاربری اینجا تغییری نکند، اما فعلا که نتیجه‌ای نگرفته‌ایم. جالب است که این دوستان امروز به کتابفروشی آمده بودند و می‌گفتند اگر تخلیه نکنید، جریمه می‌شوید و ما برای جلوگیری از فساد این کار را انجام‌ می‌دهیم!»
می‌پرسم، این اتفاق باعث نشده ناامید شوید؟ می‌گوید: «نه، اتفاقا. همین چند روز پیش به دوستان می‌گفتم می‌توانستیم همین بیرون میدان شهدا کار خصوصی راه بیندازیم؛ اما خب اینجا مترو و یک مکان عمومی است، همین باعث می‌شد مخاطبان‌مان عمومی‌تر باشند. می‌توانم آماری بدهم از کسانی که با این کتابفروشی، کتابخوان شدند و با کتاب‌ها آشنایی پیدا کردند و حالا به مشتری ثابت این کتابفروشی تبدیل شده‌اند.»
می‌گویم ناگفته‌های دیگری دارید؟ می‌گوید: «ناگفته زیاد است. ببینید، ما اینجا کادرسازی کردیم برای بحث کتابفروش‌ها. خیلی از دوستان ما که اینجا همکاری می‌کردند، کارشان از همین پاتوق فرهنگی شروع شد و حالا خودشان یک کارشناس کتاب شده‌اند و در جاهای دیگر مشغول هستند، این مساله خیلی موضوع مهمی است؛ اینکه عده‌ای باشند که با کتاب آشنا باشند و این آشنایی بتواند برای انتخاب کتاب به مخاطب کمک کند و ما در این کتابفروشی کوچک این مساله را مورد توجه قرار دادیم. فکر می‌کنم از ابتدای کارمان حدود ۳۰ نفر تربیت شدند و به جاهای دیگر رفتند و الان مشغول کار هستند. تقاضایی هم از دوستان رسانه‌ای دارم؛ دلم می‌خواهد همه دوستان فارغ از هرگونه خط‌مشی سیاسی به این موضوع توجه کنند که این مساله یک کار فرهنگی است. ببینید، اگر این کتابفروشی تعطیل شود، دیگر نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. حداقل روی همین خط بمانیم که اگر قرار است مزایده هم گذاشته ‌شود، مزایده بین کتابفروش‌ها باشد و دوستان رسانه‌ای می‌توانند در این زمینه به ما کمک کنند.»
 

خبر خوش معاونت فرهنگی و اجتماعی مترو

برای این گزارش سراغ معاونت فرهنگی و اجتماعی مترو رفتیم که به نکته جالبی در مورد تعداد کتابفروشی‌های داخل مترو اشاره کردند و گفتند بین کتابفروشی‌هایی که در مترو هستند، فقط کتابفروشی کتابستان، مجوز فرهنگی دارد و بقیه مجوزها تجاری است. برایشان از کتابفروشی‌های تجاری گفتیم و ضرری که به کتابفروشی‌های واقعی می‌زنند و پرسیدیم که چند کتابفروشی تجاری داریم و بعد از پیگیری، متوجه شدیم ۲۶ کتابفروشی تجاری در مترو در حال فعالیت هستند و گویا همان قسمت تجاری می‌خواهد تنها کتابفروشی فرهنگی را تبدیل به یک مکان تجاری دیگری بکند.
به گفته مسئولان روابط‌عمومی مترو، احسان بیسادی، معاون فرهنگی و اجتماعی مترو از روزی که این اتفاق افتاده، دنبال این است که این اتفاق نیفتد یا راهکاری فرهنگی برای آن بیابد.
گزارش در حال تمام شدن بود و می‌خواستیم باز بگوییم از کسانی که در محاسبات‌شان، به کتاب و فرهنگ در حد یک کالای تجاری صرف نگاه می‌کنند و البته سکوتی که همچنان بین مسئولان وجود دارد، اما گویا همه چیز تغییر کرد و این خبر خوش را قرار است «فرهیختگان» منتشر کند که پیگیری‌ها از مترو جواب داده است و بیسادی، معاون فرهنگی و اجتماعی مترو توانسته دوستان خود در این شرکت را راضی کند تا مزایده‌ای بین کتابفروشان یا کسانی که می‌خواهند در حوزه فرهنگ و هنر فعالیت کنند، گذاشته شود و درنهایت کتابفروشی «کتابستان» به همین حالتی که هست، باقی بماند. کم و کیف این مزایده قرار است از طرف معاونت فرهنگی و اجتماعی اعلام شود تا کسانی که تمایل دارند، در آن شرکت کنند و این می‌تواند آغاز راهی باشد برای مترو که بحث کتابفروشی‌هایی که مجوز فرهنگی دارند در آن جدی گرفته شود تا دیگر شاهد اتفاقاتی همچون فروش کتاب‌های قاچاق در کتابفروشی‌های مترو نباشیم.

 

رویکرد کتابستان باقی می‌ماند؟
حالا که مشخص شده‌، قرار است کتابستان همان کاربری کتابفروشی را داشته باشد، باید هم خوشحال بود و هم کمی نگران، خوشحال بابت اتفاق خوبی که همچنان ادامه‌دار است و نگران درمورد کتابفروشی بعدی است. همان‌طور که در گزارش اشاره کردیم، ۲۶ کتابفروشی تجاری در مترو داریم که همه آنها در‌حال فروش کتاب‌های کپی و قاچاق هستند، اما با نگاهی به کتابستان متوجه می‌شویم که کتاب‌های این کتابفروشی علاوه‌بر اینکه کتاب‌ها پرفروش است، بلکه نشان از یک جریان مشخص در این کتابفروشی‌ها دارد. کم‌وکیف مزایده هنوز مشخص نیست، ولی خب مطمئنا مسئولان فرهنگی مترو همان‌طور که می‌گویند کتاب برایشان مهم است، باید نوع کتاب و محتوای کتاب‌ها هم برایشان مهم باشد. اینکه فقط این مکان کتابفروشی باشد و هر کتابی در آن فروخته شود مهم نیست، بلکه باید در حمایت از صنعت نشر و کتابفروشی کشور باشد نه محلی برای فروش کتاب‌های قاچاق.

 

منبع: روزنامۀ فرهیختگان

نویسنده: عاطفه جعفری