به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، منانشر، به نقل از خبرگزاری نسیم آنلاین، «رؤیای نیمه‌شب» رنج عشق زیر تیغ جدایی است. شیرینی رنج کشیدن شخصیت‌های عاشق به کام مخاطبان. شیرینی‌ای که مخاطب دوست ندارد کامش با قطع کردن داستان به مزۀ دیگری تلخ شود. مخاطب در هر سن و سوادی که باشد مشتاق خواندن این داستان می شود.

این داستان، روایت هاشم پسری پولدار و زیبا ولی سنی که عاشق ریحانه دختری زیباتر از خودش ولی فقیر و شیعه و اهل مطالعه است. پسر سالیان دراز رنج بی‌پدری بر دوش کشیده و در دامان پدربزرگ متعصب رشد یافته و زیر دست او فنون زرگری و تجارت آموخته است. تعصب پدر بزرگ بر عشق نوه‌اش سایه افکنده است. عشق به دختری شیعه که پدرش دوست پدربزرگ است و همدم پسر، اما دریغ که پسر عشق خود را نمی‌تواند به پدر دختر بگوید و پدربزرگ هم از این عشق بی‌فرجام افسوس می‌خورد.

داستان روایتی رئالیسم و کلاسیک دارد. فضا و مکان به‌قدری خوب توصیف می‌شود که خواننده را در خودش غرق می‌کند و همگام با اشخاص داستان مکان‌ها را لمس می‌کند. شخصیت‌ها در داستان دارای تشخص‌اند. قنوا و ریحانه از هم سوا هستند دختر ته تغاری سنی حاکم و ریحانه، تک دختر زحمت کش و باسواد یک خانوادۀ شیعی آن‌طور که از وقار و حیایش پیداست دارای تفاوت‌های چشمگیری‌ هستند، چه در گفتار و چه در سلوک.

این تفاوت در دیگر شخصیت‌ها نیز دیده می شود. فرق بین ابوراجح که شیعه و اهل مطالعه است و ابونعیم زرگر و سرمایه‌دار شهر نیز پیداست؛ همچنین حاکم و وزیرش نیز هر چند نقش کوتاهی دارند اما خوب پرورده شده اند. در این بین بعضی حرکات قنوا تصنعی به نظر می‌رسد و درحالی‌که دختر حاکم قرن ده هجری در شهر حله است اما رفتار و گفتاری مانند دختران لوس و پولدار شهر تهران دارد.

از نکات برجستۀ رمان می‌توان از تعلیق به کار رفته در آن نام برد، تعلیقی نفس‌گیر و پر کشش. تعلیق داستان بر عشق هاشم به ریحانه استوار است عشقی که برای وصالش مانعی بزرگ در سر راه هاشم قرار دارد. سنی بودن هاشم و شیعه بودن ریحانه. در حلۀ قرن ده هجری، در شهری که جمعیت شیعۀ آن کم نیست و با سنی مذهبان مراودۀ خوبی دارند، با هم می‌خورند، می‌پوشند، تجارت می‌کنند و …، دست‌های پنهانی در جریان است که نمی‌گذارند مسلمانان بیش از این نزدیک و همدل شوند.

«هاشم: چرا وقتی همه مسلمانیم و خدا و پیامبر و کتابمان یکی است، باز هم باید فاصله‌هایی بین ما باشد؟

ابوراجح: البته فاصله‌هایی هست، اما نه آنقدر که تبلیغ می‌کنند و نشان می‌دهند. بین دو دوست صمیمی تفاوت‌ها و فاصله‌هایی هست، طبیعی است. این تفاوت‌ها و فاصله‌ها مانع دوستی‌شان نمی‌شود… مشکل جای دیگری است. حکومت، شخص پلیدی مثل مرجان صغیر را حاکم این شهر قرار داده که دشمن فرزندان پیامبر و شیعیان است … قبل از این، شیعه و سنی با هم در صلح و صفا زندگی می‌کردیم؛ حالا می‌خواهند کاری کنند که یکی مثل تو فکر کند من دشمنت هستم.»

به این مانع، تصور هاشم به اینکه ریحانه متعلق به دیگریست را باید اضافه کرد. نرسیدن به ریحانه از یک طرف و اینکه لابد ریحانه همسر جوانی شیعه که مورد احترام پدر ریحانه است می‌شود، از طرف دیگر خواننده را بیشتر درگیر ماجرا می‌کند و به تعلیق حاصل از داستان عشق شدت بیشتری می‌دهد اما عشق تنها پایۀ تعلیق نیست درست در زمانی که داستان عشق از تک و تا می‌افتد و ممکن است مخاطب را دلسرد از اصطکاک بوجود آمده کند تعلیق خط دوم داستان به خط اول می‌آید و داستان با اعدام مردی بی‌گناه که به خاطر دسیسۀ آدمی بدسرشت برایش رقم خورده پیش می‌رود. همین مقدار خطر صورت گرفته در بحران کافیست که تعلیق را تا اوج پیش ببرد و تمام حواس مخاطب را درگیر داستان کند. جابجایی داستان در خط اول و دوم همان چیزی است که از دلسردی خواننده در سیر داستان عشقی جلوگیری کرده، بدون اینکه ذره‌ای از علاقۀ مخاطب کاسته شود. تعلیق جدید داستان جدای از تعلیق قبلی نیست و بلکه در جهت ارتقا تعلیق خط اول یعنی همان عشق است. به همین خاطر داستان را جذاب‌تر و شیرین‌تر کرده است.

در اینجا نباید قلم شیرین و روان مظفر سالاری را فراموش کرد و بین زیبایی‌های رمان از آن غافل ماند. ذائقۀ مخاطب امروزی داستان قدیمی را نمی‌پسندد مگر اینکه رمان، داستانی خوب و جذاب به همراه قلم شیوا و رسای نویسنده را دارا باشد. البته بعد از گره‌گشایی دیگر رمان تمام شده است و نویسنده بیهوده می‌کوشد آن را ادامه دهد درحالی‌که لزومی به این کار دیده نمی‌شود.

از فرم بگذریم محتوای غنی و پیام والایش به خاطر اشراف نویسنده به موضوع به زیبایی در متن نشسته و مخاطب آن را با گوش جان نیوش می‌کند. عشق که در این زمانه آلوده شده و کمتر می‌توان به نوع پاکیزه و محجوبش دست یافت در این رمان بسیار محجوبانه و عفیف دستمایۀ داستان‌سرایی قرار می‌گیرد. و آنجا که از رسیدن به معشوقه‌اش مأیوس می‌شود اسیر حسادت نمی‌گردد و در برابر شاگرد ابوراجح با اینکه رقیب عشق خود می‌داندش جوانمردی کرده و برای نجات و خوشبختی ریحانه تلاش می‌کند.

اسم رمان نیز از جمله زیبایی‌های داستان است. در این رمان دو رؤیای نیمه‌شب رخ می‌دهد. رؤیای اول که ریحانه دیده و پنهان کردن آنچه که دیده به کنجکاوی مخاطب می‌افزاید و رؤیای دوم در آخر رمان دیده می‌شود که وقتی مخاطب کتاب را می‌بندد به فکر فرو می‌رود که اسم کتاب از روی کدام رؤیا نام‌گذاری شده است.

از دیگر ویژگی‌های رمان می‌توان به فضای روشن و گرم آن اشاره کرد. در زمانی که رمان‌ها فضایی سرد و تاریک دارند و به ندرت می‌توان رمان‌هایی را پیدا کرد که بر خلاف این جریان باشند این داستان دلگرمی و فضایی خوب را برای مخاطب به وجود می‌آورد. این فضای روشن و گرم درست آن چیزی است که مخاطب امروز ایرانی از جامعۀ نویسندگان انتظار دارد ولی بعضی از این جامعه تافته جدا بافته به تصور اینکه حق دارد سلیقۀ مخاطب را تغییر دهد سال‌هاست که بر این فضا سازی اصرار دارد و هر روز منزوی‌تر می‌شود. رؤیای نیمه‌شب  از آن دست رمان‌هایی است که در جهت مطالبه و سلیقۀ مخاطب خوب و فهیم ایرانی است.