کودک و نوجوان
کودک و نوجوان

ما می‌خواهیم از این نسلی که امروز مثل ماده خامی و مثل ذخیره‌ای در اختیار یکایک ماست، چه ساخته شود؟ آینده‌ای را که آنها خواهند ساخت و پرداخت و پیش برد، چگونه تصویر کرده‌ایم؟ اگر حقیقتاً به آرمان‌های اسلامی و ملی و عظمت ایران و ایرانی و جبران راهی که دست‌های استبداد سیاه در این صدوپنجاه سال، دویست سال اخیر ما را در آن کشانده است، فکر می‌کنیم؛ اگر اینها برایمان مهم است و به آینده به معنای حقیقی کلمه اهمیت می‌دهیم، پس بایستی به تربیت کودک و نوجوان خیلی بپردازیم، درباره آن خیلی فکر کنیم و اهمیت آن را خیلی بشناسیم؛ که احساس می‌کنم برای برخی از مسئولان امور فرهنگی ـ دست‌اندرکاران ـ مسئله به این شکل مطرح نیست! امروز کودک ما ـ چه برسد نوجوان ـ آگاهی و هوشیاری‌ای دارد که داده تردیدناپذیر جوّ و فضای انقلاب است. در گذشته این آگاهی‌ها، این آزادی‌ها و این روح استفهام و این میل به دانستن، نبود. دسترسی‌هایی هم وجود دارد که در واقع دسترسی کودک ما، یک منبع فرهنگی نیست, بلکه با دید درست، دسترسی مراکز هدایت‌کننده فرهنگ در سرتاسر دنیا برای القای مقاصد استعماری به کودک ماست. قضیه از این طرف مطرح است. وقتی که ما از یک متاع فرهنگی فاسد که از طرف دشمنِ کشور، دشمنِ مردم، یا لااقل یک بیگانه بی‌علاقه ـ از اینکه دیگر کمتر نیست ـ حرف می‌زنیم، بعضی خیال می‌کنند که ما از دسترسی‌های فرزندان خودمان ناراحت و نگران هستیم یا شکایتی داریم. می‌گویند: «آقا! جوانند، بگذارید بفهمند!» کأنّه ما می‌خواهیم جوانمان نفهمد! ما از دسترسی بیگانه به ذهن فرزند خودمان نگرانیم. قضیه از آن طرف، قابل مطالعه و بررسی است.

در زندگی معمولی این بزرگوار، یک نکته مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف و بین وظایف یک انسان مجاهدِ غیور خستگی‏ناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسی مهم بعد از رحلت رسول اکرم(ص) که به مسجد می‌آید و سخنرانی و موضعگیری و دفاع می‌کند و حرف می‌زند و یک جهادگر به تمام معنا و خستگی‏ناپذیر و محنت‏پذیر و سختی تحمل‏کن است. از طرف دیگر، همچنین از جهت سوم، یک عبادتگر و بپادارنده نماز در شب‏های تار و قیام‏کننده لله و خاضع و خاشع برای پروردگار است و در محراب عبادت، این زن جوان مانند اولیای کهن الهی، با خدا راز و نیاز و عبادت می‌کند. این سه بعد را با هم جمع کردن، نقطه درخشان زندگی فاطمه زهرا علیها‏السلام است. آن حضرت این سه جهت را از هم جدا نکرد. بعضی خیال می‏کنند انسانی که مشغول عبادت می‌باشد یک عابد و متضرع و اهل دعا و ذکر است و نمی‏تواند یک انسان سیاسی باشد. یا بعضی خیال می‏کنند کسی که اهل سیاست است چه زن و چه مرد و در میدان جهاد فی سبیل الله حضور فعال دارد اگر زن است، نمی‌تواند یک زنِ خانه با وظایف مادری و همسری و کدبانویی باشد و اگر مرد است نمی‌تواند یک مردِ خانه و دکان و زندگی باشد. خیال می‌کنند اینها با هم منافات دارد؛ در حالی که از نظر اسلام، این سه چیز با یکدیگر منافات و ضدیت که ندارد، در شخصیت انسان کامل، کمک‏کننده هم است. مقام معظم رهبری ۶۸/۹/۲۲
';
امام جواد(ع) مانند دیگر ائمه معصومین(ع) برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بنده شایسته خدا به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سال‌هایی کوتاه، جهادی فشرده با دشمن خدا کرد به‏طوری که در سن بیست و پنج سالگی یعنی هنوز در جوانی وجودش برای دشمنان خدا غیرقابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان‌طوری که ائمه دیگر ما با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پرافتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه مهمی از جهاد همه‌جانبه اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت. مقام معظم رهبری ۱۸/۷/۵۹
';
امام هادی علیه‌السلام با دیدِ یک انسان مبارز به دربارِ متوکّل رفت و مجلسِ شراب او را به مجلس معنویت تبدیل کرد. یعنی او را مغلوب کرد؛ به طوری که در آخرِ حرفهایش، متوکّل برای حضرت عطر آورد و او را با احترام بدرقه کرد. در مبارزه‌ای که شروع کننده‌ی آن، خلیفه‌ای تندخو و قدرتمند بود، امام هادی علیه‌السلام دست به یک جنگ روانی زد؛ مبارزه‌ای که در آن نیزه و شمشیر کاربرد ندارد. مقام معظم رهبری ۳۰/۶/۸۰
';
امام زمان(عج) می‌آید انجام می‏دهد یعنی چه!؟ امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمی‏شود شروع کرد! جامعه‌ای می‏تواند پذیرای مهدی موعود ارواحنا فداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، و الّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ می‏شود. چه علتی داشت که بسیاری از انبیای بزرگ اولو‏العزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدی‏ها پاک و پیراسته کنند؟ چرا؟ چون زمینه‌ها آماده نبود. چرا امیرالمؤمنین علی‏بن ‌ابی طالب علیه‌الصلاه والسلام در زمان خودش؛ در همان مدت کوتاه حکومت با آن قدرت الهی، با آن علم متصل به معدن الهی، با آن نیروی اراده، با آن زیبایی‏ها و درخشندگی‏هایی که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصیه‌های پیامبر اکرم(ص) درباره او - نتوانست ریشه بدی را بخشکاند؟ آن وقت اگر امام زمان علیه‌الصلاه والسلام در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند، همان خواهد شد! باید آمادگی باشد. این آمادگی چگونه است؟ این، همانی است که شما نمونه‌هایی از آن را در جامعه خودتان مشاهده می‏کنید. امروز در ایران اسلامی چیزهایی از درخشندگی‏های معنوی وجود دارد که در هیچ‌جای دنیا نیست. تا آن‌جایی که ما خبر و گزارش و اطلاع داریم؛ از قضایای دنیا بی‏خبر هم نیستیم. امروز در کجای دنیا جوانانی پیدا می‏شوند که روی شهوات نفس و روی مادیگری پا بگذارند و سراغ معنویات بروند؟ البته گاهی یک جوان، دو جوان، یا یک آدم استثنایی گوشه‌ای هست - همه جای دنیا پیدا می‏شود - اما اینکه عدد عظیمی از یک نسل، این‌طور باشند، کجای دنیا هست؟ هیچ‏جا؛ این‌جا هست! مقام معظم رهبری مدظله العالی
';
اگر حقیقتاً به آرمان‌های اسلامی و ملی و عظمت ایران و ایرانی و جبران راهی که دست‌های استبداد سیاه در این صد و پنجاه سال، دویست سال اخیر ما را در آن کشانده است، فکر می‏کنیم؛ اگر این‌ها برایمان مهم است و به آینده به معنای حقیقی کلمه اهمیت می‏دهیم، پس بایستی به تربیت کودک و نوجوان خیلی بپردازیم. قصّه‌های خوب، سازنده‌ی شخصیت کودک است. سعی کنید در این قصه‌گویی و در این کار هنری، اولین چیزی را که در کودک ایجاد می‏کنید، ایمان باشد. هیچ‌چیز، معادل ایمان نیست. شما از این بچه، هرچه بخواهید بسازید، باید در او ایمان به وجود آورید. مقام معظم رهبری مدظله‌العالی ۲۳/۲/۷۷ بسته مطالعاتی پیش‌رو برای آشنایی کودکان با مسائل دینی و اخلاقی آماده شده است.
';
شما هم واقعاً باید قدر بدانید؛ هر چه امروز مطالعه می‏کنید، برایتان می‌ماند و هرگز از ذهنتان زدوده نمی‏شود. دوره نوجوانی برای مطالعه و یاد گرفتن، دوره خیلی خوبی است؛ واقعاً یک دوره طلایی است و با هیچ دوران دیگری قابل مقایسه نیست. یک نوجوان مسلمان و ایرانی که برایش عزت ایران، سربلندی و آینده ایران و آینده نسل خودش، آن هم در چهارچوب معارف و احکام اسلامی مطرح است، نمی‏تواند خارج از این چهارچوبها الگو انتخاب کن. بنابراین الگو را بایستی در بزرگانی که از لحاظ دید و جهتگیری و اهداف، به هدفهای ما میخورند انتخاب کرد. در بین مسلمانان صدر اسلام، اشخاص بسیار برجسته و خوبی هستند. در بین شخصیتهای برجسته امروز و دوره‌های گذشته نیز همین‌طور، واقعاً شخصیتهای برجسته‌ای هستند. مقام معظم رهبری مد ظله العالی ۱۴/۱۱/۷۶
';
شما مربی عزیز، شما که در کتاب‌خانه با کودک مواجه می‌شوید، شما که قصه می‌گویید، شما که کتاب می‌فروشید، شما که کتاب می‌خوانید و شما که در کار هنری و آفرینش هنری خودتان، آن کودک را مخاطب قرار می‌دهید، بدانید که الان درست روی نقطه اصلی و اساسی حرکت می‌کنید. شما درست آن کاری را که باید انجام گیرد انجام می‌دهید. آن کسی می‌تواند از کار خود، شاد و خشنود و از رضای الهی خاطرجمع باشد که خلأِ لحظه را پر کند. خلأِ لحظه این است و شما این خلأ را پُر می‌کنید. مقام معظم رهبری ۲۳/۲/۷۷
';
حقیقتاً باید بگویم که اگر مسئولان امور فرهنگی کشور بخواهند مسأله کودک و نوجوان را آن‌چنان که هست، مورد اهتمام قرار دهند، من خیال می‌کنم خیلی از آنهایی که مسئولند از ساعات خوابشان هم خواهند زد تا به این مسأله بپردازند. مقام معظم رهبری ۲۳/۲/۷۷
';
قصّه‌گویى، هنر بسیار خوبى است. قصّه‌هاى خوب، سازنده‌ى شخصیت کودک است. همان قصّه‌هاى قدیمى را که ما از مادر خودمان، از مادر بزرگ و یا از پیرزن دیگرى در کودکى شنیده‌ایم، امروز که مرور مى‌کنیم، مى‌بینیم در آنها چقدر حکمت وجود دارد! انسان، بعضى از خصال و تفکرات خودش را که ریشه‌یابى مى‌کند، به این قصّه‌ها مى‌رسد. قصّه مقوله‌ى خیلى مهمّى است؛ منتها قصّه‌هاى خوب. مقام معظم رهبری 23/2/77
';
سعى کنید در این قصّه‌گویى و در این کار هنرى، اولین چیزى را که در کودک ایجاد مى‌کنید، ایمان باشد. هیچ چیز، معادل ایمان نیست. شما از این بچه، هرچه بخواهید بسازید، باید در او ایمان به وجود آورید. بدترین ضربه‌اى که امپراتورى خبرى و هنرى زد، این بود که شبکه‌ى عظیم فساد در دنیا را در این سالهاى متمادى راه انداخت ـ که متأسفانه در دوره‌ى پهلوى، پَرش ما را هم گرفت ـ هُرهُرى مذهبى و بى‌ایمانى را رواج داد که انسان در دل و جان خودش، به هیچ ستونى متّکى نباشد! سعى کنید بچه‌ها را با ایمان کنید؛ ایمان به خدا، ایمان به حقیقتِ مطلق و ایمان به اسلام. اگر این بچه‌ها باایمان پرورش پیدا کردند و شما توانستید بذر ایمان را در دلشان بکارید، در آینده مى‌شود از آنها هر شخصیت عظیمى ساخت و براى هر کارى مناسبند. مقام معظم رهبری ۲۳/۲/۷۷
';
ما باید کودک را از آغاز داراى اعتمادبه‌نفس و باور به هویت خود بار بیاوریم. البته این مخصوص کودکان دبستانى نیست؛ در دبیرستان هم همین هست، در دانشگاه هم همین هست. در کشور ما متأسفانه فرهنگ کاملاً منحرفى از گذشته پایه‌گذارى شده که هنوز آثارش از بین نرفته ـ با این همه تبلیغاتى که ما‌‌ها از اول انقلاب تا امروز داشتیم ـ و آن، نگاه نیازمندانه‌ى به سمت غرب، بزرگ دیدن غرب و کوچک دیدن خود در مقابل اوست که متأسفانه این فرهنگ ریشه‌کن نشده و وجود دارد؛ این به دلیل نبود خودباورى است. مقام معظم رهبری ۲۰/۷/۹۱
';
ما در درجه‌ى اول باید به ساختن و پرداختن شکل روحى کودکانمان اهتمام بورزیم. اگر توانستیم هویت انسانى این کودک را از آغاز کودکى شکل بدهیم و خلقیاتى را در آن به وجود بیاوریم، این براى همیشه به درد خواهد خورد. عوارضى وجود دارد، معمولاً این عوارض اخلاقیات را تحت تأثیر قرار می‏دهد؛ اما اگر چنانچه شخصیت کودک از آغاز ساخته شد و شکل گرفت، تأثیرات عوارض کمتر خواهد بود و عوامل کمک‏کننده هم در بین راه کمک خواهد کرد. مقام معظم رهبری ۲۰/۷/۹۲
';
این نوجوان ممکن است فردا کسى مثل امام بزرگوار ما بشود، ممکن است یک مصلح اجتماعى بشود، ممکن است یک دانشمند برجسته بشود، ممکن است یک انسان صالح و والا بشود. همه‌ى این استعدادها در مجموعه‌ى نوجوانان و کودکانى که در اختیار معلم قرار می‏گیرند، وجود دارد. ما می‏خواهیم این استعداد را به فعلیت برسانیم؛ ببینید چقدر این کار مهم است. مقام معظم رهبری ۱۳/۲/91
';
وقتی نام پیامبر اعظم(ص) را می‌آوریم، کأنّه شخصیت ابراهیم، شخصیت نوح، شخصیت موسی، شخصیت عیسی، شخصیت لقمان، شخصیت همه‌ بندگان صالح و برجسته و شخصیت امیرمؤمنان و ائمه‌ی هدی علیهم‌السلام در این وجود مقدس، متبلور و مجسم است. پیامبر اعظم(ص) را می‌توان به درخشان‌ترین ستاره در کائنات عالم وجود تشبیه کرد و از آن وجود بزرگ و مقدس با این عنوان تعبیر کرد. چرا می‌گوییم ستاره‌ درخشان، نمی‌گوییم خورشید؟ چون خورشید یک جسم و جرم مشخص و معین است، نورانی است و با عظمت است؛ اما یک جرم و یک کره‌ آسمانی است. لکن در این ستاره‌هایی که شما می‌بینید، ستاره‌هایی هستند که یک کهکشانند و از این کهکشانی که ما در شبهای تابستان در آسمان بالای سر خودمان می‌بینیم، هزاران برابر بزرگترند. کهکشان یعنی: آن مجموعه‌ای که هزاران منظومه و هزاران خورشید در آن هست. پیامبر اعظم(ص) یک وجود کهکشان‌وار است و در او هزاران نقطه‌ درخشنده‌ فضیلت وجود دارد. در پیامبر اعظم(ص)، علم همراه اخلاق هست؛ حکومت همراه حکمت هست؛ عبادت خدا همراه با خدمت به خلق هست؛ جهاد همراه با رحمت هست؛ عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا هست؛ عزت همراه با فروتنی و خاکساری هست؛ روزآمدی همراه با دوراندیشی هست؛ صداقت و راستی با مردم همراه با پیچیدگی سیاسی هست؛ غرقه بودن جان در یاد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست؛ در او دنیا و آخرت همراه است؛ هدفهای والای الهی با اهداف جذاب بشری همراه است. او نمونه‌ کاملی است که خداوند در عالم وجود، موجودی کامل‌تر از او نیافریده است؛ او مبشر است؛ بشارت‌دهنده است، منذر است؛ بیم‌دهنده است، بر همه‌ بشریت و بر همه‌ تاریخ شاهد و ناظر است؛ فراخواننده‌ همه‌ بشریت به سوی خداست و چراغ نورافشان راه انسانهاست. «إنّا أرسلناک شاهداً و مبشّراً و نذیراً و داعیاً إلی اللَّه بإذنه و سراجاً منیرا». مقام معظم رهبری 1/1/85
';
آن وقتی که این انسان بزرگ‏اندیش و بزرگ بالاخره بر مسند قدرت و حکومت دست پیدا کرد در آن دوران کاری کرد که اگر سال‏های سال، مورخان و نویسندگان و هنرمندان بنویسند و تصویر کنند کم گفته‏اند و کم تصویر کرده‏اند، وضع زندگی امیرالمؤمنین(ع) در دوران حکومت قیامتی است. اصلاً علی علیه‏السلام معنای حکومت را عوض کرد. او تجسم حکومت الهی، تجسم آیات قرآن در میان مسلمین، تجسم «اَشِدّاءُ عَلی الکُفّارِ رِحُمَاءُ بَیْنَهُمْ» و تجسم عدل مطلق بود. او فقرا را به خود نزدیک می‏کرد و ضعفا را مورد رعایت خاص قرار می‏داد. برجستگانی که با پول و زور و بقیه وسایل مطرح شدند، خودشان را به ناحق مطرح کرده بودند، در نظر علی علیه‏السلام با خاک یکسان بودند. آنچه در چشم و دل او ارزش داشت، ایمان و تقوا و اخلاص و جهاد و انسانیت بود. با این مبناهای باارزش، امیرالمؤمنین(ع) کمتر از پنج سال حکومت کرد. قرن‏هاست که درباره امیرالمؤمنین(ع) می‏نویسند و کم نوشته‏اند و نتوانسته‏اند درست تصویر کنند و بهترین‏ها معترف به عجز و تقصیر خودشان هستند. مقام معظم رهبری ۱۰/۱۱/۶۹
';
در مورد کار امام حسن(ع) ما هیچ درصدد نمی‌آییم از موضع دفاع حرف بزنیم که چرا صلح کرد و چه موجباتی داشت، امام حسن(ع) اگر صلح نمی‌کرد یقیناً اسلام ضربه می‌دید؛ برای خاطر اینکه آن چهره افشا نشده بود، مردم هنوز حقایق را نمی‏دانستند، آن‏قدر نمی‏دانستند که هزاران نفر یا صدها هزار نفر از سربازان امام حسن(ع) حاضر شدند با آن طرفی که با امیرالمؤمنین(ع) جنگیده بود دیگر نجنگند. تبلیغات و پول و کارهای گوناگون سیاسی آنچنان جو بدی به وجود آورده بود که امام حسن(ع) اگر آن روز، خود را و جان خود را و جان اصحاب نزدیک و معدود خود را از دست می‌داد چیزی از اسلام باقی نمی‌ماند. بعد از چند سالی نام علی(ع) و نام حسن(ع) و نام حسین(ع) و نام افتخارات صدر اسلام و نام آن همه حوادث آموزنده اگر در لابه‏لای کتاب‏ها می‌ماند هم برای مدت زیادی نمی‌ماند و به درستی و تحریف نشده نمی‌ماند. این کار امام حسن(ع) بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی ۱۷/۳/۶۴
';
امام حسین(ع) را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت، آن یک بخش از جهاد امام حسین(ع) است. تبیین او، امر به معروف او، نهى از منکر او، توضیح مسایل گوناگون در همان منا و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بیانات عجیبى دارد که تو کتاب‏ها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه کربلا و میدان کربلا، این‏ها را باید شناخت. مقام معظم رهبری ۱۸/۵/۸۸
';
درباره‌ی امام سجاد‌(ع) سخن گفتن و سیره نوشتن کار دشواری‌ست، زیرا زمینه‌ی معرفت و آشنایی مردم با این امام بزرگوار بسیار زمینه‌ی نامساعدی دارد. در ذهن اغلب سیره‌نویسان و تحلیل‌گران این‌طور وارد شده است که این بزرگوار در گوشه‌ای نشسته و به عبادت مشغول بود و کاری به سیاست نداشت. برخی مردم لقب بیمار به این بزرگوار می‌دهند درحالی‌که بیماری ایشان همان چند روز واقعه‌ی عاشورا بود و ادامه پیدا نکرد و هر کسی در مدت عمرش چند روزی بیمار می‌شود. ائمه علیهم‌السلام همواره برای تشکیل حکومت اسلامی تلاش می‌کردند. بنابراین در کل زندگی امام سجاد(ع) ما باید در جستجوی این هدف کلی و خط‌مشی اصلی باشیم و بی‌تردید بدانیم که امام سجاد(ع) درصدد تحقق همان آرمانی بودند که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) آن را دنبال می‌کردند. اکنون با این بینش جزئیات کار امام سجاد(ع) را پیگیری کنید که چه مراحلی را پیمودند و چه تاکتیک‌هایی را به کار بردند و چه موفقیت‌هایی را به‏دست آوردند. تمام جملاتی را که آن حضرت بیان کردند و حرکاتی که داشتند و دعاهایی که خواندند و مناجات و راز و نیازهایی که به صورت صحیفه‌ی سجّادیه درآمده است، تمام این‌ها را با توجه به آن خط کلی باید تفسیر کرد. مقام معظم رهبری مدظله ‏العالی
';
این بزرگوار که حدود هیجده سال دوران امامتشان طول کشید، الگوی کامل تلاش و مبارزه و مجاهدت خستگی‏ناپذیر و پر از مشکلات برای اشاعه‏ی دین و کلمه‏ی حق و راه انداختن جریان فکری درست در دنیای آن روز بودند. هدفی که امروز ملت ایران برای آن تلاش می‏کند ـ یعنی زنده کردن سخن حق در دنیای مادی و منحط و گمراه‏کننده و غرق در فساد ـ کاری است که امام باقر علیه‏السلام یک تنه به کمک معدودی از اصحاب خود در دنیای بزرگ آن روز اسلام انجام می‏داد. مقام معظم رهبری ۱۹/۴/۶۸
';
امام صادق علیه ‏السلام مرد مبارزه بود، مرد علم و دانش بود و مرد تشکیلات بود. مرد علم و دانش بودنش را همه شنیده‌اید. محفل درس امام صادق علیه‏السلام و میدان آموزشی که آن بزرگوار به وجود آورد، هم قبل از او و هم بعد از او در تاریخ زندگی امامان شیعه بی‌نظیر بود. همه‌ حرف‌های درست اسلام و مفاهیم اصیل قرآن که در طول یک قرن و اندی به وسیله‌ مغرضان و مفسدان یا جاهلان تحریف شده بود، همه‌ آن‌ها را امام صادق علیه‏السلام به شکل درست بیان کرد. اما مرد مبارزه بودنش را کمتر شنیده‌اید. امام صادق علیه‏السلام مشغول یک مبارزه‌ دامنه‌دار و پیگیر بود. مبارزه برای قبضه کردن حکومت و قدرت و به وجود آوردن حکومت اسلامی و علوی. یعنی امام صادق علیه‏السلام زمینه را آماده می‌کرد تا بنی‌امیه را از بین ببرد و به جای آن‌ها حکومت علوی را که‌‌ همان حکومت راستین اسلامی است بر سر کار بیاورد. اما آن بعد سوم را که اصلاً نشنیده‌اید، مرد تشکیلات بودن امام صادق علیه‏السلام است که یک تشکیلات عظیمی از مؤمنان خود از طرفداران جریان حکومت علوی در سراسر عالم اسلام از اقصای خراسان و ماوراءالنهر تا شمال آفریقا به وجود آورده بود. تشکیلات یعنی چه؟ یعنی اینکه وقتی امام صادق علیه‏السلام اراده می‌کند آنچه را که او می‌خواهد بدانند، نمایندگان او در سراسر آفاق عالم اسلام به مردم می‌گویند تا بدانند. یعنی از همه جا وجوهات و بودجه برای اداره مبارزه‌ سیاسی عظیم آل علی جمع کنند. یعنی وکلا و نمایندگان او در همه شهر‌ها باشند که پیروان امام صادق علیه‏السلام به آن‌ها مراجعه کنند و تکلیف دینی و همچنین تکلیف سیاسی خود را از آن حضرت بپرسند. تکلیف سیاسی هم مثل تکلیف دینی واجب‌الاجرا است. امام صادق علیه‏السلام یک چنین تشکیلات عظیمی را به وجود آورده بود و با این تشکیلات و به کمک مردمی که در این تشکیلات بودند با دستگاه بنی‏امیه مبارزه می‌کرد. در هنگامی‌که پیروزی او بر بنی‏امیه حتمی بود، بنی‌عباس به عنوان یک جریان مزاحم و فرصت‌طلب آمدند، میدان را گرفتند و بعد از آن امام صادق علیه‏السلام هم با بنی‌امیه و هم با بنی‌عباس مبارزه کرد. مقام معظم رهبری ۱۴/۶/۵۹
';
این مقطع سی و پنج ساله یعنی دوران امامت حضرت ابی الحسن موسی‏بن جعفر(ع) یکی از از مهم‏ترین مقاطع زندگی‏نامه ائمه(ع) است. جریان‏های فکری و عقیدتی در این دوران، برخی به اوج رسیده و برخی زاده شده و فضای ذهنی را از تعارضات، انباشته و حربه‏ای در دست قدرت‏مداران و آفتی در هوشیاری اسلامی و سیاسی مردم گشته و میدان را بر علم‏داران صحنه معارف اصیل اسلامی و صاحبان دعوت علوی، تنگ و دشوار ساخته است. شعر و هنر، فقه و حدیث و حتی زهد و ورع در خدمت ارباب قدرت درآمده و مکمل ابزار زر و زور آنان گشته بود. در این دوران دیگر نه مانند اواخر دوران بنی‏امیه و نه همچون ده ساله‏ی اول دوران بنی‏عباس و نه شبیه دوران پس از مرگ هارون که در هر یک، حکومت مسلط وقت، به نحوی تهدید می‏شد؛ تهدیدی جدی دستگاه خلافت را نمی‏لرزاند و خلیفه را از جریان عمیق و مستمر دعوت اهل بیت علیهم‏السلام غافل نمی‏ساخت. در این دوران، تنها چیزی که می‏توانست مبارزه و حرکت فکری و سیاسی اهل بیت و یاران صدیق آنان را مجال رشد و استمرار بخشد، تلاش خستگی‏ناپذیر و جهاد خطیر آن بزرگواران بود و توسل به شیوه الهی تقیه. بدین ترتیب است که عظمت حیرت‏آور و دهشت‏انگیز جهاد حضرت موسی‏بن جعفر علیه‏السلام آشکار می‏گردد. مقام معظم رهبری مدظله‏العالی
';
پیام زندگى على‏‌بن ‌موسى ‌الرضا(ع) چیست؟ ما که نباید فقط به مرقد امام على‏بن ‌موسى‏‌الرضا اظهار ارادت کنیم؛ او امام ماست، زندگى او براى ما درس است، از زندگى او باید درس بگیریم؛ زندگى او براى ما یک پیامى دارد، آن پیام چیست؟ من آن پیام را در یک کلمه خلاصه مى‌کنم. بدانید پیام زندگى پرماجراى على‏بن ‌موسى ‌الرضا علیه ‌الصلوه و السلام به ما عبارت است از مبارزه‌ى دایمى خستگى‌ناپذیر. مقام معظم رهبری ۳/۹/۶۳
';
امامی که موافقان، شیعیان، مخالفان، غیر معتقدان، همه شهادت دادند و اعتراف کردند به فضل او، به علم او، به تقوای او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختی‌ها، این انسان بزرگ، این شخصیت باشکوه، وقتی به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت. در تاریخ پرافتخار شیعه، این نمونه‌ها را کم نداریم. پدر امام زمان(ع) عزیز ما با آن همه فضیلت، با آن همه مقامات، با آن همه کرامات، وقتی با سم و جنایت دشمنان از دنیا رفت، فقط بیست و هشت سال داشت؛ این می‏شود الگو، جوان احساس می‏کند یک نمونه‌ی عالی در مقابل چشم دارد. آن امام بزرگوار؛ جوادالائمه علیه‌السلام است که در بیست و پنج سالگی شهید شده است، این امام عسگری علیه‏الصلاه والسلام است که در بیست و هشت سالگی به شهادت رسیده است و این همه فضیلت، این همه مکرمت، این همه عظمت که نه فقط ما به آنها قائلیم و مترنّمیم بلکه دشمنانشان، مخالفانشان، کسانی که اعتقاد به امامت آنها نداشتند، همه اعتراف کردند. مقام معظم رهبری۱۰/۱۲/۹۰
';