تاریخ
تاریخ
بشر در گذر زمان از خود آثاری به یادگار گذاشته است که ره‌توشه رشد و تکامل آیندگان هستند. این آثار در ظرف زمان، خود را به شکل مجموعه‌ای از تصورات درآوردند تا بتوانند در زمان ساری شوند و در نسل‌های مختلف بشری برای هدفی که دنبال داشتند، جریان یابند. این مجموعه تصورات، هنگامی‌که در ظرفی جمع شدند، علمی به نام تاریخ بنا ساختند. حال برای دانستن احوال بشر در تمامی زمینه‌ها باید به این علم رجوع کرد؛ اما گستردگی شاخه‌های تاریخ جهان همچون تاریخ باستان، قرون‌وسطی، تاریخ جنگ‌ها، تاریخ اختراعات سرنوشت‌ساز برای بشر، تاریخ علوم بشری و... سبب می‌شود با رجوع به متخصصان تاریخ، به دنبال این باشیم که برگزیده این مجموعه‌ها کدام هستند. برای آسایش مخاطبان تاریخ و جویندگان جریان تکامل جهان، بر این شدیم تا سیری از آثار تأییدشده و برگزیده استادان این گستره پهناور را در اختیارتان قرار دهیم.
';
ازآنجاكه تاریخ و حوادث پیرامون آن در هر دوره از ادوار بشری به نوعی تكرار می‏شود، مطالعه و فهم دقیق آن بر هر انسان حقیقت‏جو و طالب كمال ضروری می‏گردد؛ ازاین‌رو در این كلام زیبا از امیر بیان هم به این نكته اشاره شده است كه مطالعه سرگذشت پیشینیان و نگاه به آثار گذشتگان و به نوعی دریافت و استفاده از تجربیاتشان، راهی است تا بتوان به سبب آن، از گذرگاه‌های سخت و پرتگاه‌های مهلک نجات یافت و به سرمنزل مقصود رسید. در این بین برای یک مسلمان و شیعه راستین، اهمیت تاریخ اسلام و به نوعی دریافت سرمشق از حوادث پیرامون آن بسیار جدی‏تر مطرح می‏شود؛ زیرا در هر مقطع آن، به نوعی رویارویی جدی حق و باطل صورت گرفته است. بسته پیش‌رو، با نگاه به مقاطع حساس تاریخ اسلام جمع‌آوری شده است. هدف این بسته به تصویر کشاندن شیوه دشمنی با حق و تلاش برای خاموش‌کردن نور الهی در اعصار مهم تاریخ است. همچنین نحوه رویارویی جنود الهی را در مقابله با جنود شیطان، با معرفی آثاری در این زمینه واضح می‌کند؛ به نحوی‌که با نظر به این کش‌و‌قوس‌های مهم تاریخی، الگویی راهگشا برای امروزه ما ترسیم می‌کند که در تقابل با این دشمنان قسم‌خورده ایستادگی کنیم. در ادامه توجه به دو نکته ضروری است: نکته اول اینکه پدیدآورندگان این بسته با نگاهی به ادوار تاریخ اسلام و معصومان، مقاطعی از آن را انتخاب کردند که به نوعی ویژگی خاصی داشته و از منظر الگوپذیربودن آن، برای مخاطبان مفید بوده باشد. و نکته دوم اشاره به این مطلب است که کتب و آثار معرفی شده در این بسته به نوعی در بیان و به تصویر کشاندن موضوعات خود، منتخب بوده و از بین صدها كتاب موجود براساس اصول علمی و تاریخی دست‌چین شده‌اند.
';
خصوصیت دوم، وابستگى ذلت آمیزى بود که این ها [پهلوی ها ] به قدرت هاى خارجى داشتند. حالا در این کتاب هایى که براى تبرئه و بى گناه نشان دادن رژیم خبیث پهلوى می نویسند، این را منکر می شوند که  [البته ] قابل انکار نیست. رضاخان به دستور انگلیسى ها آمد، به دستور انگلیسى ها هم رفت؛ به مجرد اینکه انگلیسى ها پیغام دادند که باید برود، بعد از هفده هجده سال سلطنت، ناچار [رفت ]؛ یعنى پشتیبان دیگرى نداشت؛ آن ها او را آورده بودند، حالا هم لازم می دانستند او برود، رفت؛ به دستور انگلیسى ها آمد، به دستور انگلیسى ها رفت. بعد هم که محمدرضا را انگلیسى ها سرِ کار آوردند تا آخر دهه ى ۲۰، از اوایل دهه ى ۳۰ آمریکایى ها وارد میدان شدند، همه ى امور را قبضه کردند و در اختیار گرفتند؛ سیاست ها سیاست هاى آمریکا [بود]؛ آنچه منافع آمریکا ایجاب می کند، چه در رفتار داخلى، چه در رفتار منطقه اى، چه در رفتار بین المللى؛ عیناً آنچه آن ها لازم می دانستند؛ یعنى یک تحقیر عظیم ملت ایران. این یکى از خصوصیات آن رژیم خبیث این بود. اینکه شما مى بینید آمریکایى ها با چه لجى، با چه دشمنى و بغضى به ملت ایران و به انقلاب اسلامى و به نظام اسلامى نگاه می کنند؛ به خاطر این است. این ها یک چنین دورانى را گذراندند؛ چنین کشورى، چنین نظامى از دست آن ها رفته است؛ لذا دشمنى آن ها با انقلاب تمام شدنى نیست.
';
بى اعتنایى به پیشرفت علمى، ترویج خودکم بینى ملى و بزرگنمایى غربى؛ حالا کار علمى که پیشرفت نمی کرد، حرکت علمى به معناى واقعى کلمه که اصلاً وجود نداشت، در رسانه ها ذائقه ى مردم را به واردات عادت دادند که این عادت متأسفانه تا امروز باقى است. عادات طولانى مدتى که براى مردم به وجود مى آید، به آسانى از بین نمی رود. این ها به جاى کشاندن کشور به سمت احیاى تولیدات داخلى و منابع حقیقى یک ملت، مردم را با پول نفت عادت دادند به واردات؛ ذائقه ى مردم را عوض کردند؛ کشاورزى کشور را نابود کردند، صنایع واقعى و ملى کشور را از بین بردند، کاملاً کشور را وابسته کردند به خارج و به دشمنان این ملت. ملت را تحقیر کردند، توانایى هاى ملت را دستِ کم گرفتند، به زبان آوردند، فرهنگ غربى را بزرگنمایى کردند؛ یک رژیم هفت جوشِ خبیثِ جامعِ همه بدى ها. خب، مردم هم احساس می کردند؛ ملت ایران ملت باهوشى است، حقایق را می فهمند، احساس می کنند، منتها یک دستى لازم است، یک صداى رسایى لازم است، یک دل مؤمنى لازم است که دیگران را وارد به میدان مبارزه کند؛ مبارزات گوشه و کنار بود، اینکه مردم بیایند وارد میدان بشوند، این کار یک مرد الهى بود که خداى متعال این مرد الهى را به مردم داد؛ امام بزرگوار ما همان فریادى شد که همه خواسته هاى مردم را در خود جمع داشت؛ مردم هم پاسخ گفتند، اجابت کردند، جان دادند، فداکارى کردند، وارد میدان شدند؛ ملت با چنین رژیمى گلاویز شد و پیروز شد.
';
«ما یک رژیمِ بی‌کفایت، فاسد، وابسته، بی‌دین، سوءاستفاده‌چی و خودخواه و دارای دیگر ممیّزات زشت را برکنار کرده‌ایم؛ ولی به مردم معرفی نمی‌کنیم که این ها چه‌کار کردند. بی‌کفایتی آنها یک کتاب است. وابستگی آن ها یک کتاب است. فسادهای اخلاقی و شهوانیشان یک کتاب است. فسادهای اقتصادیشان یک کتاب است. هر کدام از این بخش ها یک فصل مشبعی است. خوب؛ این ها باید به نسل جوان داده شود تا آن ها دیگر جرأت نکنند نقاط منفی و تاریک خودشان را پنهان سازند و یک تاریخ مجهول و غلط را خلق نمایند و به ذهن جوانِ ناآشنای ما منتقل کنند.» مقام معظم رهبری ۸۱/۱۱/۱۵ انقلاب ما یک حرکت عظیم مردمی علیه حکومتی بود که تقریباً تمام خصوصیات یک حکومت بد را داشت؛ هم فاسد بود، هم وابسته بود، هم تحمیلی و کودتایی بود و هم بی کفایت بود. من همین چهار خصوصیت را توضیح مختصری می دهم: آن حکومت، اولاً فاسد بود؛ فساد مالی داشتند؛ فساد اخلاقی داشتند؛ فساد اداری داشتند. در فساد مالیشان همین بس که خود شاه و خانواده او در بیشتر معاملات اقتصادی کلان این کشور داخل می شدند. خود او و برادران و خواهرانش، جزو کسانی بودند که بیشترین ثروت اندوزی شخصی را کردند. رضاخان در دوران شانزده هفده‏ساله سلطنت خود، ثروت کلانی اندوخت. بد نیست بدانید که بعضی از شهرهای این کشور، به حسب سند، دربست متعلق به رضاخان بود! مثلاً شهر فریمان تماماً ملک رضاخان بود! بهترین املاک و زمین های این کشور، متعلق به او بود. او به این چیزها و به جواهرات علاقه داشت. البته بچه‏هایش قدری مَشرب وسیع‏تری داشتند؛ هر گونه ثروتی را دوست می داشتند و جمع می کردند! بهترین دلیل هم این است که وقتی این ها از این کشور رفتند، میلیاردها دلار ثروتشان در بانک های خارجی انباشته شده بود! شاید بدانید که ما بعد از انقلاب خواستیم که ثروت شاه را به ما برگردانند و البته طبیعی هم بود که جواب ندهند. آن وقت تخمینی که از مال مجموع این خانواده زده می شد، ده ها میلیارد دلار بود! رفتند در جاهای مختلف دنیا مستقر گردیدند و همه شان جزو ثروتمندان شدند. این پول‌های کلان را با زحمت کشی که به دست نیاورده بودند، کاسبیِ مشروع که نکرده بودند؛ این ها پول هایی بود که زراندوزی ها و ثروت اندوزی های غیرمشروع، آن را به وجود آورده بود. نظامی که در رأس، خودش این قدر فساد مالی داشت، ببینید چگونه نظامی بود و با مردم چه می کرد! از لحاظ اخلاقی هم فاسد بودند. باندهای تبهکار معاملات قاچاق، زیر دست برادران و خواهران این شخص قرار داشتند. از لحاظ مسایل اخلاقی و جنسی، چیزهایی هست که گفتن و شنیدنش عرق شرم بر پیشانی انسان می آورد. البته گوشه ای از خاطرات این چیزها را، بعدها کسان و نزدیکان و دستیاران خودش نوشتند و منتشر کردند. از لحاظ فساد اداری هم رو به تباهی بودند. در مدیریت ها، صلاحیت ها را رعایت نمی کردند؛ وابستگی های به خودشان و دستورات سرویس های اطلاعاتی و امنیتی بیگانه را ملاک قرار می دادند و کسانی را سرِکار می آوردند. ببینید؛ حکومتی که در رأس خودش رشوه می گیرد، ثروت اندوزی می کند، معامله قاچاق می کند و به مردم خیانت می کند، چگونه حکومتی است. اگر کسی بخواهد این ها را با دلایل و شواهدش بگوید، کتاب ها خواهد شد. آن ها وابسته بودند. وابستگی شان به خاطر این بود که از مردم به کلی بریده بودند. برای حفظ حکومت خودشان، خود را ناچار می دانستند که به خارجی ها متکی شوند. رضاخان را انگلیسی ها سر کار آوردند که جزء تواریخ مشخص و مسلم و روشن است. محمدرضا را هم انگلیسی ها تثبیت کردند. بعد از دوره حکومت دکتر مصدق، کودتا را آمریکایی ها به راه انداختند و البته از دست انگلیسی ها ربودند و آنها خودشان تسلط پیدا کردند. این ها در اغلب امورِ این کشور، وابسته بودند. مستشاران آمریکایی و ده ها هزار آمریکایی دیگر در مهم ترین مراکز نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی این کشور شغل های حساس و درآمدهای گزاف داشتند و آن ها در حقیقت کارها را انجام می دادند و به آن ها خط می دادند. دستگاه اطلاعاتی این کشور را آمریکایی ها و اسرائیلی ها به وجود آوردند. در سیاست ها، تابع نظرات انگلیسی ها و در این اواخر، تابع نظرات آمریکایی ها بودند. در زمینه منطقه ای و جهانی، حتی در زمینه های اقتصادی ـ مثلاً قیمت نفت چقدر باشد، فروش نفت چگونه باشد، وضع شرکت های خارجی در نفت ایران به چه کیفیت باشد ـ در همه این مسایل مهم و حساس، آن کاری را انجام می دادند که از آن ها خواسته شده بود! البته منافع خودشان را هم در نظر داشتند. برای خارجی ها فداکاری نمی کردند، بلکه برای حفظ حکومت خودشان، صددرصد به بیگانگان میدان می دادند و به آن ها تکیه می کردند و دست آن ها را در تطاول به این کشور و این ملت باز می گذاشتند. حکومت آن ها تحمیلی و کودتایی بود. با کودتا سر کار آمده بودند؛ هم رضاخان با کودتا سر کار آمده بود، هم محمدرضا با کودتا سر کار آمد. حکومت کودتایی، معلوم است چطور حکومتی است؛ بر مردم تحمیل بودند و از آرای مردم، عقاید مردم، دلبستگی های مردم، فرهنگ مردم و درخواست و اراده آن ها هیچ نشانی نبود. آن ها برای آرای مردم، برای خواست مردم، برای عقاید مردم، برای دین مردم و برای فرهنگ مردم، هیچ احترامی قایل نبودند؛ هیچ رابطه صمیمی و دوستانه ای با مردم نداشتند. رابطه، رابطه خصمانه بود؛ رابطه ارباب و رعیت بود؛ رابطه آقایی و نوکری بود؛ سلطنت بود دیگر! سلطنت و پادشاهی، معنایش همین است؛ یعنی حکومت مطلقه ای که هیچ تعهدی در مقابل مردم ندارد. خانواده پهلوی، پنجاه سال در کشور ما این گونه زندگی کردند. مقام معظم رهبری ۷۷/۱۱/۳۱
';
در سال ۵۷ که انقلاب اسلامی در ایران به وجود آمد و آن غوغای عظیم را در دنیا به راه انداخت، یک عده از نخبگان درجه یک سیاسی غرب ـ مثل کیسینجر، مثل هانتینگتون، مثل ژوزف نای، این چهره های برجسته نخبه سیاسی آمریکا و اروپا ـ یک سلسله مقالاتی را در همان اوایل انقلاب، در طول یک مدتی منتشر کردند؛ مضمون این مقالات و این نوشته ها هشدار به دستگاه سیاسی غرب ـ به نظام سیاسی غرب، دولت های غربی ـ بود؛ به آن ها هشدار می دادند، می گفتند، این انقلابی که در ایران اتفاق افتاده، به معنای تغییر یک هیئت حاکمه و جابه جایی هیئت های حاکمه فقط نیست، این به معنای ظهور یک قدرت جدیدی است در منطقه به قول آنها خاورمیانه ـ که بنده این تعبیر را به هیچ وجه دوست ندارم ـ و به قول ما در منطقه غرب آسیا؛ یک قدرت جدیدی دارد ظهور می کند که ممکن است از لحاظ تکنولوژی و علم به پای قدرت های غربی نرسد، اما از لحاظ نفوذ سیاسی و قدرت تصرف در فضای پیرامونی خود، از قدرت های غربی یا بالاتر است یا هم وزن آن ها است و برای آن ها چالش ایجاد خواهد کرد. این را آن ها آن روز هشدار دادند، اعلام خطر کردند. این به معنای این است [که ] از نظر آن ها بروز و ظهور یک چنین قدرتی به معنای این بود که بساط نفوذ غرب در این منطقه حساس و ثروتمند و بسیار مهم استراتژیکی، این نقطه وصل سه قاره به یکدیگر و مرکز نفت و مرکز ثروت و مرکز کانی های مهم مورد نیاز بشر، که غرب اصرار داشته است همیشه بر این‏جا تسلط داشته باشد ـ تسلط سیاسی، تسلط اقتصادی و طبعاً تسلط فرهنگی ـ از دست غرب خارج خواهد شد یا لااقل تسلطشان دچار تزلزل خواهد شد؛ این را آن روز حدس زدند و البته درست فهمیدند. امروز بعد از گذشت بیش از سه دهه، به تدریج آن کابوسی که آن ها می دیدند، به واقعیت تبدیل شده، یعنی یک قدرت بزرگِ ملیِ منطقه ای سر برآورده که فشارهای گوناگون اقتصادی و امنیتی و سیاسی و روانی و تبلیغاتی نتوانسته او را از پا بیندازد و به عکس، او توانسته روی ملت های منطقه اثر بگذارد، توانسته فرهنگ عمومی اسلامی را تثبیت کند، منتشر کند، ملت های منطقه را با هویت کند، احساس هویت کنند. مقام معظم رهبری ۹۲/۷/۱۷
';
امروز ملت ایران احساس عزت می کنند، احساس تشخص می کنند. انقلاب، ضعف نفس و خودکم بینی را در ملت ما از بین برد؛ به جای آن، اعتماد به نفس ملی را به ملت داد. ما خودکم بینی داشتیم؛ فکر می کردیم نه کار علمی از ما بر می آید، نه کار سیاسی از ما بر می آید، نه کار عظیم نظامی از ما بر می آید. ما فکر می کردیم یک ملت ضعیفی هستیم؛ این را به ما تلقین کرده بودند، تزریق کرده بودند. انقلاب این را از ملت گرفت، به جای آن، اعتماد به نفس ملی به ما داد. ما امروز در همه میدان ها اعتماد به نفس داریم؛ می دانیم که می توانیم و دنبال این توانستن حرکت می کنیم و همه جا هم بحمدالله به مقاصدمان می رسیم. مقام معظم رهبری ۹۰/۱۱/۱۴
';
توانایی و ظرفیت ملت ایران در حفظ انقلاب و پاسداری انقلاب، عظمت و اهمیتی دارد که شاید بشود گفت از اهمیت خود اصل انقلاب کمتر نیست. ملت ایران در طول این سی وسه سال توانست این دستاورد عظیم را با کیفیت بالا حفظ کند. شما به این انقلاب هایی که در این یک سال و نیم اخیر در منطقه اتفاق افتاده است، نگاه کنید. شما که به طور مجموعی نگاه می کنید، می توانید قضاوت کنید که این انقلاب ها در جهت درست حرکت می کند یا نمی کند. دشمنان، مستکبرین، به طور مشخص رژیم صهیونیستی، دولت آمریکا، دولت های غربی، دارند تلاش هایی می کنند برای این که بر این انقلاب ها سوار شوند و آن ها را منحرف کنند. شما ببینید این ها دچار چه چالش های بزرگی هستند. با توجه به این چالش ها انسان می فهمد چه کار بزرگی در کشور ما انجام گرفته است که این انقلاب در جهت درست به سمت آرمان ها راه خودش را حفظ کرده است؛ از ریل ارزش ها و آرمان ها بیرون نیفتاده است و حرکت خود را به جلو ادامه داده است. این در حالی است که چالش ها و تهدیدها هم روند فزاینده ای داشته. از روز اول، تهدیدهایی که انقلاب و کشور با آنها مواجه بوده، دایماً پیچیده تر شده؛ هم ترور بود، هم شورش های قومی بود، هم جنگ بود، هم تحریم بود، هم محاصره بود. هر چه جلوتر آمدیم، تهدیدها را پیچیده تر کردند؛ دشمنان و مخالفین نظام، سردمداری کردند. ماجراهای تیر سال ۷۸، ماجراهای سال ۸۸، همه انواع و اقسام تهدیدهایی است که این انقلاب و این کشور و این ملت با آن ها مواجه بود. این ملت از همه این ها عبور کرد و با استحکام در راه خودش دارد پیش می رود. این ها چیزهایی است که ما امروز و همیشه نیاز داریم که آن ها را مورد نظر قرار بدهیم؛ ما را کمک خواهد کرد در پیمودن راه های دشوار، گذشتن از پیچ های تند و گردنه های سخت. چیزی که در این حرکتِ سی وسه ساله انسان مشاهده می کند، درسی که انقلاب داد و امام بزرگوار باقی گذاشت، این است که در این حرکت سی و سه ساله، آرمان ها و آرزوهای عظیمی که اسلام آن ها را به ما القاء می کند و تعلیم می دهد، از نظر دور نماند؛ در عین حال واقعیت های موجود جامعه و جهان هم مورد توجه قرار گرفت؛ این کمک کرد به این‏که این حرکت بتواند ادامه پیدا کند؛ یعنی ترکیب آرمان خواهی و آرمان گرایی با واقع بینی. یک حرفی را سر زبان ها انداختند، درباره اش نوشتند و گفتند؛ الان هم انسان در گوشه و کنار می شنود که ملاحظه واقعیت های جامعه و جهان، با آرمان گرایی نمی سازد. آرمان گرایی را اشتباه کردند با رؤیاگرایی. آنچه که ما می خواهیم دنبال کنیم و اصرار بر آن داریم، این است که واقع بینی، مشاهده واقعیات جامعه و جهان، با آرمان گرایی و تعقیب آرمان ها و آرزوهای بزرگ ملت ایران هیچ گونه تنافی و تعارضی ندارد. اگر ما توانستیم آرمان گرایی را با واقع بینی و واقع گرایی همراه کنیم، ترجمه عملیاتی اش می شود این‏که ما تدبیر را با مجاهدت ترکیب کنیم؛ هم مجاهدت کنیم و مجاهدانه حرکت کنیم، هم این حرکت مجاهدانه در یک چهارچوب تدبیرشده ای قرار بگیرد؛ که این، آگاهی عمومی، آگاهی دست اندرکاران، همراهی دل ها و زبان ها در همه عرصه ها را می طلبد. مقام معظم رهبری ۹۱/۵/۳۰
';