فلسفه
فلسفه
احساس نياز به مطالعه فلسفه در ايران رو به فزوني است. اين مطلب مي‌تواند هم مايه‌هاي اميد را به آينده‌اي که تنها احساسات و سياست‌زدگي حاکم نباشد روشن کند و هم مي‌تواند نويددهنده هيچ باشد. فلسفه اگر صرفاً تکرار الفاظ مغلق گذشتگان باشد يا پيروي از اين و آن، نه تنها نويددهنده آينده‌اي بهتر نخواهد بود که پاي‌بستي است براي ايستايي. آنچه فلسفه را فلسفه مي‌کند پرسش است و پرسش نه با پيروي از شرق به دست مي‌آيد و نه از غرب. پرسش فلسفي نسبتي با زمانه و فرهنگ و امور انضمامي اکنون ما و ريشه در سنت بومي هر فرهنگ دارد. ولي فلسفه جهاني است. پس بايد با جهان فلسفه و فلسفه جهاني ارتباط برقرار کرد. فلسفه را مي‌توان به سه شيوه آموخت. آنچه معمولاً در دانشگاه‌ها و مطالعات افراد علاقه‌مند به اين رشته متداول است، انباشت اطلاعات است که بيشتر با خواندن تاريخ فلسفه يا کتاب‌هايي که اقوال فيلسوفان را شرح و بسط مي‌دهد، ممکن مي‌شود. نوع ديگر مواجهه با فلسفه، آشنايي با سير تطور فلسفه و اينکه چگونه انديشه‌ها در طول زمان از پس يکديگر آمده‌اند و چه نسبتي با زمانه و فرهنگ و تاريخ داشته است و به کدام سمت‌وسو ميل کرده‌اند و اساساً فلسفه چيست و چه تمايزي با علوم ديگر دارد، ما چه نيازي به آن داريم و ... . در نهايت مي‌توان تفکر فلسفي و در واقع فلسفيدن را آموزش ديد، گرچه اين امر صرفاً با آموزش و مطالعه ميسور نمي‌شود ولي مي‌توان زمينه‌هاي آن را فراهم کرد. در اين سير مطالعاتي مقدماتي سعي شده که هر سه نوع مواجهه با فلسفه را بگنجانيم و با هرکدام از اين موارد سه‌گانه آشنايي اجمالي پيدا کنيم. مخاطب اين سير تمام علاقه‌مندان به فلسفه هستند که هنوز به صورتي جدي وارد اين عرصه نشده و يا تازه گام در وادي فلسفه نهاده‌اند. شما در پايان اين سير، آشنايي اجمالي با تاريخ فلسفه و نيز سير تطور فلسفه و تفکر نقادانه و نحوه پرسش فلسفي پيدا مي‌کنيد. آشنايي اجمالي پيدا مي‌کنيد با اينکه اساساً فلسفه چه هست و چه نيست، تفاوت فلسفه با ساير علوم چيست، فلسفه به چه‌کار مي‌آيد، تاريخ فلسفه چيست، چگونه ذهني فلسفي داشته باشيد و مهم‌تر از همه اينکه آيا اساساً به‌درستي سراغ فلسفه آمده‌ايد يا نه! پرسيدن مهم‌تر از پاسخ دادن است.
';
مسئله اصلی هرمنوتیک، تحلیل‌ سازوکار فهم و بررسی شرایط تفسیر و چگونگی تأویل است. از این رو، هر‌گاه «فهمیدن» صورت می‌گیرد، هرمنوتیک نیز حضور دارد. فراز و نشیب‌های تاریخی این علم سبب شكل‌گیری تعاریف متفاوت و تبلور اهداف مختلفی برای آن شده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: فهم متون مقدس، هنر دستیابی به فهم كامل گفتارها و نوشتارها، نظریه‌پردازی در باب اصول و قواعد تفسیر و تأویل و... اهمیت هرمنوتیک در دنیای امروز بیش از هر چیز مرهون توجه به دو مقوله‌ زبان و فهم است. از آنجا که این مقولات، وجه ‌مشترک همه علوم به‌ویژه علوم انسانی است، هرمنوتیک توانسته با بسیاری از رشته‌های علمی تعامل حاصل نماید و به چهار‌راه اندیشه معاصر بدل گردد. قدیمی‌ترین و عام‌ترین کاربست هرمنوتیک، تبیین اصول و مبانی تفسیر متون مقدس بود که در عهد باستان با تفاسیر تمثیلی آثار هومر آغاز و در قرون وسطی با تلاش‌های متألهان یهودی و مسیحی ادامه یافت. نهضت اصلاح دینی و جنبش پروتستان تأثیر شگرفی بر روند تکامل علم هرمنوتیک گذاشت. هرچند که هرمنوتیک نه به قصد براندازی برداشت‌های سنتی از متن بلکه به انگیزه‏ احیاء آن پدید آمده و تا پیش از قرن بیستم، چالش جدی در حوزه تأملات دینی، ادبی، حقوقی و تاریخی ایجاد نکرده بود اما هرمنوتیک فلسفی قرن بیستم با تلقی جدیدی که از سازوکار فهم و ماهیت معنا به دست داد، روش‌های متداول در حوزه‌های گوناگون از جمله دین‌پژوهی را با پرسش‌ها و چالش‌های جدی روبرو ساخت چراکه اغلب ادیان، متن‌محور هستند و سنت رایج در میان عالمان دینی، تفسیر متون مقدس بر پایه قصدی‌گرایی و امکان رسیدن به فهم عینی از این متون است و تغییر در این مبانی تفسیری و نظریه‌های فهم ممکن است حجیت و اعتبار تفسیرها و برداشت‌های سنتی را مخدوش کند و در عین حال ممکن است به برخی تفسیرهای غیرمتداول و یا نوظهور، رسمیت و اعتبار بخشد. از این رو، مباحث هرمنوتیک به‌ویژه از سوی نواندیشان دینی مورد توجه قرار‌گرفته است. در قلمرو علوم اسلامی، دانش مستقل و رشته علمی جداگانه‏ای که متکفل بررسی مسائل هرمنوتیک باشد وجود ندارد ولی در ضمن ابوابی از شاخه‏های مختلف علوم اسلامی نظیر تفسیر، حدیث، فقه و اصول، فلسفه و کلام، ادبیات و... مباحثی وجود دارد که هرچند نام هرمنوتیک بر آن نهاده نشده اما با بسیاری از مباحث هرمنوتیکی همپوشانی دارد. در ادامه، به اختصار سیر مطالعاتی جهت آشنایی با مباحث هرمنوتیک را مشاهده خواهید کرد و سپس با آثاری که مستقیم و یا غیرمستقیم به مباحث مشترک میان هرمنوتیک و علوم اسلامی و حوزه دین‌پژوهی پرداخته‌اند، آشنا خواهید شد.
';